ابو القاسم راز شيرازى

23

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

آن را شيطنت و نكراء خوانند ؛ و در اين حال ، اعمى مىشود قلب از نور عقل ، كه : وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ « 40 » . و مادام كه قوّهء متصرّفه به يكى از دو مرتبهء كمال و نهايت خود نرسيده ، نفس در كمال خود بالقوّه است ، مثل مرغ در بيضه . و نفس را در خروج از قوّه به فعليّت ، حالات اربعه است : امّاره ، و لوّامه ، و ملهمه ، و مطمئنّه ؛ امّا نفس امّاره ، در مرتبهء حيوانيّهء خود ، منغمر است در مشتهيات و هواهاى طبيعيّه ، و جذّاب قلب است به جهت اسفل طبيعت ، و مىگردد مثل بهائم بلكه گمراه‌تر ، كه : أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ « 41 » ؛ و ادراك نفس در اين حالت ، محض توهّم است . و امّا نفس لوّامه آن است كه منوّر شده است به نور قلب - مجملا - كه : أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ « 42 » ، و ادراك آن ، تفكّر است در بدايع و صنايع عالم كبرى و عالم صغراى انسانى ، و مبدأ و معاد خود . و امّا نفس ملهمه آن است كه به سبب قوّهء نورانيّه و تسويه و اعتدال ، الهام مىشود بر او نيك و بد او ، كه : وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها « 43 » ، و ادراك او در اين حالت ، فهم و معرفت افعال و صفات حقّ تعالى است به نور عقل و الهام . و

--> - توضيح : با توجّه به مطالب متن ، مراد از اين‌گونه تفكّر ، انتقال از شهود جزئيّات عالم حسّ است به كليّات عالم مجرّدات ، و يا فراتر از اين ، انتقال است از باطل مطلق به حقّ مطلق ؛ چنان‌كه « شيخ شبسترى » پس از تعريف تفكّر به اصطلاح معمول ، براى آنكه خواهنده و سالك در گرو اصطلاح نماند ، او را به حقيقت تفكّر آشنا فرموده ، گويد : تفكّر ، رفتن از باطل سوى حقّ * به جزو اندر ، بديدن كلّ مطلق « گلشن راز » : 70 ( 40 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 60 رجوع گردد . ( 41 ) - به منهج اوّل ، صفحات 159 و 427 رجوع شود . ( 42 ) - به منهج اوّل ، صفحات 54 و 477 رجوع شود . ( 43 ) - به مجلّد اوّل ، مقدّمهء شارح ، صفحهء 7 رجوع گردد .