ابو القاسم راز شيرازى
296
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
گريزگاهى از براى او از آن و نه حيلهاى « 3 » . و شخص توكّلكننده بر حقّ تعالى ، شام مىكند و صبح مىكند در پناه او ، و متوكّل از حقّ تعالى در عافيت است ، و حالآنكه تعجيل مىكند حقّ تعالى از براى او كفايتش را ، و آماده مىسازد از براى او از درجات چيزى را كه حقّ تعالى به آن عليم است . و حرص ، آبى است كه جارى مىشود در منافذ « 4 » غضب حقّ تعالى . و مادام كه محروم نباشد عبد يقين را ، نمىباشد حريص . و يقين ، زمين اسلام است و آسمان ايمان . تحقيق تفصيلى بدان بتحقيق كه حرص ، به معنى ميل شديد و آرزوى كامل است به تحصيل دنيا به جهت استغناء در مدّت عمر خود ، و از جمله خصال ذميمهء نفسانيّه است . و باعث آن در نفس ، جهل و ضعف يقين و طول امل است ؛ اوّل : جهل به حقّ - جلّ و علا - ، و ثانى : جهل به قدرت كاملهء او ، و ثالث : جهل به جود و رحمت و كفالت او ارزاق تمام عباد را ، و رابع : جهل به دنيا و اهل آن ، و خامس : جهل به فوائد ترك حرص ، و سادس : جهل به آفات و معايب آن ؛ زيرا كه اگر عبد عارف باشد به حقّ تعالى ، چگونه مايل مىشود به غير او ؟ و مىداند كه ميل به حقّ - جلّ و علا - و توجّه به او باعث غناى از ما سواست ؛ و اگر عالم شد به احاطهء قدرت كاملهء او بر هر شىء ، توكّل و اعتماد مىكند بر او در طلب ضروريّات و ما يحتاج خود در دنيا ؛ و اگر عالم شد جود و رحمت و كفيل شدن حقّ تعالى ارزاق عباد خود را ، آسايش حاصل كند از جدّ و جهد و كدّ شديد در تحصيل دنيا ؛ زيرا كه رزق مقسوم است و حريص محروم : وَ ما مِنْ دَابَّةٍ
--> ( 3 ) - حيله ، در اينجا به معنى چاره است . ( 4 ) - سوراخها