ابو القاسم راز شيرازى

22

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ساختن باطن را به توبه و انابه ، و فرار [ از معصيت ] ، و اخلاص و خضوع و خشوع ، و در نفس ملهمه و مطمئنّه ، استقامت نامند ؛ و در اين مرتبه ، باعث شود توكّل و تفويض و تسليم و رضا و صبر را ، و در قلب ، عبوديّت نامند ؛ و باعث مىشود احسان و الفت را ، و در عقل ، همّت نامند ، و در سرّ ، محبّت گويند ، و در روح ، عشق و هيمان نامند كه كنايه از شدّت محبّت است ، و در خفي ، تجريد و تفريد و توحيد نامند . امّا اطوار قوّهء علميّه ، مشتمل است بر مدارك عالم شهادت و مدارك عالم غيب . و مدارك عالم شهادت انسانيّه ، پنج است : باصره ، و سامعه ، و شامّه ، و ذائقه و لامسه ؛ و آنها را حواسّ خمسهء ظاهريّه خوانند كه به آنها ادراك محسوسات جسمانيّه توان نمود . و مدارك عالم غيب انسانى ، هفت است ؛ اوّل : غيب حسّ است ؛ و آن قواى چهارگانهء باطنيّه است : حسّ مشترك ، و خيال ، و واهمه ، و حافظه كه به آنها ادراك صور جزئيّهء محسوسات را توان نمود . و ثانى : غيب نفس است كه بحسب جبلّت بشريّهء خود ، نورانى است امّا در آن اثرى است از جبلّت ناريّهء شيطانيّه ، و گويا برزخ است ميانهء نور بشريّت و نار شيطانيّه ؛ و باعث خروج از اين دو جبلّت نوريّه و ناريّه به سوى فعليّت ، قوّهء متصرّفه است . پس اگر استعمال كرد انسان ، قوّهء متصرّفه را به مشاورت عقل جزئى كه مطيع است عقل كلّى را ، ناميده مىشود متفكّره ، و هرگاه استعمال كرد آن را به مشاورت وهم خود ، خوانده مىشود متخيّله ، و هرگاه قوّهء متفكّره ، به نهايت كمال خود برسد ، آن را بصيرت نامند ؛ و آن از براى قلب ، چون بصر است از براى نفس ؛ پس به ضياء شمس عقل كلّى مشاهده مىكند ؛ چنان‌كه وارد است كه : « التّفكّر بذر المشاهدة » « 39 » ، و هرگاه قوّهء متخيّله ، به نهايت كمال خود برسد ،

--> ( 39 ) - تفكّر ، بذر مشاهده است : « انّ المعرفة بذر المشاهدة » : « كلمات مكنونه » : 156 : -