ابو القاسم راز شيرازى

19

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

در نواهى شرعيّه نيز مختلف مىشود بحسب ضرورت ؛ چنان‌كه اعمى و ابكم را علم به محرّمات نظر و كلام ، واجب نيست ، و ليكن اصحّا را طلب علم به محرّمات بدنيّه - تماما - واجب است » . پس ، مقصود صاحب كتاب « احياء » آن است كه : قدر واجب از علم كه در اسلام مجزي « 31 » است اين است كه مذكور شد ، و طلب آن بر هر مسلم واجب است ؛ امّا علم زياده بر آن ، از جملهء فضائل است نه فرائض ، و طلب آن ، واجب نيست ؛ چون علم به تنزّه « 32 » حقّ تعالى از نقائص ، بعد از علم به توحيد او ، و علم به صفات و افعال او ، و علم به وجود ملائكه ، و انزال كتب و ارسال رسل ، و علم به كيفيّت عوالم خلق و امر ، و ملك و ملكوت ، و احاطهء حقّ تعالى بر آنها به علم ، و حفظ و رحمت و جود ، و علم به احوال نفس ، و صفات و نشآت و اطوار خلقت و بقاء و بعثت او بعد از موت در نشئهء آخرت ، و سعادت و شقاوت ، و عذاب و عقاب و ثواب او ، و علم به جنّت و جحيم و درجات و دركات آنها و عقبات اخرويّه و امور معاديّه - بالتّمام - . و اين علوم از جملهء علوم مكاشفه است كه به كشف علمى ايمانى از براى خواصّ امّت ، به متابعت كامله در شريعت مقدّسه ، يا به كشف شهودى قلبى عرفانى ، به جهت حضرات اهل عصمت ص و اولياء كاملين الهى حاصل مىشود ، و ارباب عقول ، به طريق برهان عقلى و استدلال ، تحصيل مىنمايند . و پس از اطّلاع بر اختلاف امّت در طلب علم واجب ، بدان بتحقيق كه : از آيات و احاديث سابقه ، شرف علم ، و وجوب طلب آن محقّق گرديد . و بعضى از احاديث ، دليل است بر نفاست علم ، و رفعت آن از

--> ( 31 ) - كافى ، بسنده ( 32 ) - پاكى از هر آلايش