ابو القاسم راز شيرازى

261

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

عباد در نزد حقّ تعالى يكسان است : « گر جملهء كائنات كافر گردند * بر دامن كبرياش ننشيند گرد » « 82 » بلكه به محض عنايت و جود ، ارسال رسل و انزال كتب و احكام فرموده كه عباد را از امراض مزمنهء باطنيّه نجات دهند ، و به سرمنزل صحّت و امن و سلامت رسانند . پس از ارتفاع « 83 » حجاب نفس در موت ارادى ، و زوال حجاب دنيا در موت اضطرارى ، مؤمن مطيع داند كه انبياء و اولياء با او چه كرده‌اند ، و از چه مهالك رهانيده‌اند ، و به سرمنزل سلامت و نجات رسانيده‌اند ، و به لسان حال گويند : « شبِ تاريك و بيمِ موج و گِردابى چنين هايِل * كجا دانند حالِ ما ، سبك‌بارانِ ساحل‌ها » « 84 » چنان‌كه احكامى كه از طبيب جسمانى به مريض مىشود در صرف كردن ادويهء مكروهه و پرهيز از اطعمهء مرغوبه - تمام - به ملاحظهء امراض و اخلاط باطنيّهء مزمنه است كه به محض لطف ، دفع آنها را به تدابير ادويه ، اعمال نمايد ، تا آنكه مريض را به سرمنزل صحّت رساند ؛ آن‌وقت ، مريض قدر و عظم طبيب را داند . انبياء و اولياء عليهم السّلام كه طبيبان الهىاند ، و صاحب بصيرت بر امراض مزمنهء باطنيّه‌اند ، و خود نيز به مدد حقّ تعالى و وحى و الهام او از اين امراض سالم شده ، قادر و رئوف‌ترند به خلايق از طبيب جسمانى :

--> ( 82 ) - اى ذات تو بر كلّ ممالك شده فرد * سر بر خط فرمان تو دارد زن و مرد گر جملهء كائنات كافر گردند * بر دامن كبريات نشيند گرد بيت مذكور در متن ، قبلا نيز در منهج اوّل ، صفحهء 304 به مناسبت آمده است : « ديوان بابا افضل كاشانى » : 67 ( 83 ) - بر طرف شدن ( 84 ) - « ديوان حافظ » : 38