ابو القاسم راز شيرازى

231

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ديد ، گفت : « گوشت مردار آدمى چون خورم » ؟ ! گفتند : « پس چرا در مسجد او را مىخوردى » ؟ ! آن بزرگ يافت كه به دل غيبت كرده و اين ثمرهء آن است . طهارت كرد و دو ركعت نماز بگزارد ، و به طلب آن درويش برآمد ، او را بر سر « دجله » يافت ، از سبزيهايى كه شسته بودند آنچه ريخته بود مىخورد ، چون درويش آن بزرگ را ديد گفت : « اى فلان ! توبه كردى از آنچه دربارهء من انديشه كردى » ؟ گفت : « بلى » ! گفت : « توبهء تو قبول است ، و خواند كه : هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ « 14 » . و نيز غيبت ، باعث فساد حسنات است ؛ چنان‌كه حضرت مىفرمايد : مىخورد غيبت حسنات را چنان‌كه مىخورد نار حطب « 15 » را . و وحى فرمود حضرت اقدس احديّت به « موسى بن عمران » . . . : ( الحديث ) ؛ پس مؤمن بايد حفظ نمايد خود را از غيبت تا فاسد نگردد دين او . و اگر واقع شود در غيبت ، حضرت امام ص مىفرمايد : برساند به مغتاب ، و طلب حلّيّت نمايد از او ، و اگر نرسيد به مغتاب ، طلب مغفرت كند از حقّ تعالى از براى او . امّا در كتاب « كافى » حديثى در كفّارهء اغتياب منقول است از حضرت صادق ص كه سؤال كردند از حضرت رسول ص كه چه چيز است كفّارهء اغتياب ؟ فرمود : « طلب مغفرت از حقّ تعالى از براى مغتاب چنان‌كه ذكر كردى او را » . و اين حديث ، محمول است بر آنكه اگر دست غيبت‌كننده به مغتاب نرسد ، كفّارهء غيبت ، طلب مغفرت است ، امّا توبه و ندامت و پشيمانى از غيبت لازم است به جهت بيرون آمدن از حقوق حقّ تعالى .

--> ( 14 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 89 رجوع شود . ( 15 ) - هيزم