ابو القاسم راز شيرازى
226
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
شفاء غيظ ، و مساعدة قوم ، و تهمة ، و تصديق خبر بلا كشفه ، و سوءظنّ ، و حسد ، و سخريّة ، و تعجّب ، و تبرّم ، و تزيين . فان اردت السّلامة ، فاذكر الخالق لا المخلوق ، فيصير لك مكان الغيبة عبرة ، و مكان الاثم ثوابا . ترجمهء اجماليّه : فرمود حضرت امام - عليه السّلام - : غيبت حرام است بر هر مسلمان ، و گناهكار است صاحب غيبت بههرحال . و صفت غيبت ، آن است كه ذكر شود احدى به آنچه نيست آن در نزد حقّ تعالى عيب ، و مذمّت شود آنچه محمود است به علم و شريعت در مرد . امّا فرورفتن در ذكر غايبى به آنچه در نزد حقّ تعالى مذموم است و صاحبش در آن صفت ملامت شده ، پس نيست از جنس غيبت ، اگرچه كره داشته باشد صاحب آن وقتى كه بشنود آن را ، و بوده باشى معاف از اذيّت صاحب آن ، و نيز خالى باشى از آن صفت ، و بوده باشى در ذكر اين عيب ظاهر سازندهء حقّ از باطل به بيان الهى و رسول او ؛ لكن بر شرط آنكه نبوده باشد از براى گويندهء اين عيب مرادى غير بيان حقّ و باطل در دين حقّ تعالى ؛ و امّا هرگاه اراده كرده باشد به آن ، نقص كسى را كه ذكر كرده است به غير معنيى كه مذكور شد ، پس آنكس ، مأخوذ است به فساد مراد خود و اگرچه آن قول صواب باشد . و اگر غيبت كردى ، پس برسان به شخص غيبتشده ، و طلب حلّيّت كن از آن ؛ پس اگر نرسى به او ، استغفار كن از حقّ تعالى . و غيبت ، مىخورد حسنات را چنانكه مىخورد آتش هيزم را . وحى فرمود حقّ عزّ و جلّ به سوى حضرت « موسى بن عمران » كه : « مغتاب « 2 » ، هرگاه توبه كند ، پس او آخر كسى است كه داخل مىشود بهشت را ، و اگر توبه نكند ، پس او اوّل كسى است
--> ( 2 ) - به معنى غيبتكننده است ، نظير مورد بالا ، امّا در اين باب ، هم در متن « مصباح الشّريعة » ، و هم در شرح ، در بسيارى موارد به معنى غيبت شده نيز آمده است .