ابو القاسم راز شيرازى

201

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

انسانيّه . و علماء اخلاق گويند كه چون معالجهء امراض بدنيّه به ضدّ آنهاست ؛ اطبّاء گفته‌اند كه حفظ مزاج به مثل است و دفع مرض به ضدّ ، همچنين معالجهء امراض نفسانيّه ، به ضدّ آنهاست ؛ مثلا هرگاه كسى در اصل فطرت بخيل باشد ، و خود را عادت دهد به سخاوت به تكلّف ، زائل مىشود بخل جبلّى او ، و هرگاه كسى در اصل فطرت متواضع نباشد ، و عادت دهد خود را به مشقّت در تواضع ، متواضع گردد ؛ و همچنين در ساير صفات ذميمه و متقابلات آنها ؛ و دليل ايشان قول حضرت رسول ص است كه : « الخير عادة » « 50 » : نيكى به عادت است در انسان . دليل ديگر ايشان اينكه : اصل فطرت ، مقتضى خير و محاسن اخلاق است . و كلام علماء اخلاق ، ناتمام است ؛ زيرا كه اگر اصل فطرت ، مقتضى محاسن اخلاق باشد ، چگونه بخل فطرى شود ؟ و اين تناقض است در كلام ، و اگر بخل فطرى باشد ، چگونه عادت به سخاوت به مشقّت و كلفت « 51 » حاصل مىشود و سخاوت به عادت حاصل مىگردد ؟ و هرگاه فطرت مقتضى سخاوت و ساير صفات حسنه نباشد و اخلاق ذميمه جبلّى باشد ، اگر به كسب و عادت و كلفت تبديل اخلاق ممكن شود ، قلب ماهيّت لازم آيد ؛ زيرا محال است كه آتش محرق نباشد و آتش باشد ؛ پس مادام كه آتش است محرق است ؛ و نفس انسانيّه اگر صفات ذميمه ، فطرى و جبلّى او باشد ، با بقاء نفس تهذيب او محال است ؛ زيرا كه حكماء گفته‌اند : « الذّاتىّ لا يختلف و لا يختلف » « 52 » . و طريقهء تهذيب اخلاق به طريق صواب كه طريقهء عرفاء الهيّين و حكماء ربّانيّين - رضوان اللّه عليهم - است ، و آن ، اماتهء نفس به اختيار است ؛ چنان‌كه از

--> ( 50 ) - « تحف العقول » : 86 ، « عدّة الدّاعى » : 206 ، « بحار الانوار » 77 : 215 و 234 ( 51 ) - رنج و سختى ( 52 ) - ذاتيّات اشياء ، گوناگون نمىشود ، و ( از نظام خويش ) تخلّف نمىپذيرد .