ابو القاسم راز شيرازى
150
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
فرمود : « يا ابا بكر ! برخيز و بيعت كن با امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ص كه مولاى شما اولى به شماست » . پس « ابو بكر » بيعت كرد به اسم امارت « 9 » مؤمنين . بعد به نه نفر ديگر از امثال او فرمود . بعد به رؤساى مهاجرين و انصار . و بيعت كردند تمام . پس برخاست از ميان جماعت ، « عمر بن خطّاب » و گفت : « بخّ بخّ لك يا امير المؤمنين يا بن ابي طالب ! اصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة » « 10 » . و بعد از گرفتن ميثاق مؤكّد خلافت علىّ ص از تمامى حاضرين ، متفرّق شدند قوم ، و عقد كردند متمرّدين جبّارين ايشان به آنكه اگر حضرت رسول ص را نازلهء موت حادث شود ، دفع كنند امر خلافت را از حضرت امير مؤمنان ص ، و غصب كنند حقّ او را . و حقّ تعالى مطّلع بود بر ضماير ايشان ؛ و هروقت مىآمدند متمرّدين به خدمت حضرت رسول ص ، عرض مىكردند : « بر پا داشتى بر حكومت ما ، دوستترين خلق را به سوى حقّ تعالى و به سوى خود و به سوى ما ، پس كفايت فرمودى به وجود او ، شرّ ظلمه و جبّارين را از ما » . و حالآنكه حقّ تعالى مىدانست از قلب ايشان ، خلاف آن را ، و آنكه اتّفاق دارند بعضى با بعضى بر عداوت امير المؤمنين ص . پس اخبار فرمود رسول خود را از ضماير و نفاق ايشان ، و فرمود : وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ « 11 » ؛ يعنى اين ، قول لسانى ايشان است ، امّا به قلب : وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ * يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ « 11 » ؛ يعنى خدعه مىنمايند
--> ( 9 ) - فرمانروايى ( 10 ) - بهبه ! خوشا حال تو اى امير مؤمنان اى پسر ابى طالب كه صاحب اختيار من و صاحب اختيار هر مؤمن و مؤمنهاى شدى . ( 11 ) - و از مردم گروهى مىگويند : به خدا و روز جزا ايمان آورديم ؛ در حالى كه ايشان اهل ايمان نيستند ، با خدا و با اهل ايمان مكر و فريب به كار مىبرند ، در حالتى كه جز با نفس خويش مكر و فريب نمىكنند ، و خود ( از اين حقيقت ) غافلند : سورهء 2 آيهء 8 و 9