ابو القاسم راز شيرازى

148

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

زيانكارى آشكارى است » . و فرمود حقّ عزّ و جلّ در صفت منافقين : [ « و از جملهء مردم ، بعضى مىگويند : ايمان آورده‌ايم به حقّ تعالى و به روز قيامت ! و نيستند ايشان از اهل ايمان » . و فرمود حضرت رسول ص : ] « منافق ، كسى است كه هرگاه وعده كند خلف مىكند ، و هرگاه بكند كارى را افشاء مىكند آن را ، و هرگاه بگويد دروغ مىگويد ، و هرگاه امين كرده شود خيانت مىكند ، و هرگاه رزق داده شود سبكسرى نمايد ، و هرگاه منع كرده شود محجوب ماند » . و فرمود حضرت رسول ص : « كسى كه مخالف باشد باطنش ظاهرش را ، پس او منافق است ؛ هركس باشد ، و هرجا باشد ، و در هر زمان كه بوده باشد » . تحقيق تفصيلى بدان كه : نفاق ، مخالفت قلب است با لسان و جوارح « 5 » ، در اعمال و اقرار ؛ چنان‌كه به ظاهر ، اقرار و عمل مىنمايد ، به قلب ، عقد مىكند خلاف آن را ؛ كما قال اللّه تعالى : وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ؛ يعنى : « از جملهء مردم ، بعضى مىگويند ايمان آورده‌ايم به حقّ تعالى و به يوم آخرت ! و نيستند ايشان از اهل ايمان » ؛ و مراد از ايشان « ابن ابىّ » « 6 » و

--> ( 5 ) - اندامهاى بدن ( 6 ) - در شأن نزول سورهء « المنافقون » در كتاب « شأن نزول آيات » چنين آمده است : « زيد بن ارقم » گويد : از « عبد اللّه بن ابىّ » شنيدم كه به ياران خود مىگفت : به كسانى كه نزد پيامبر مىباشند به هيچ وجه ، انفاق و بخشش نكنيد تا پراكنده شوند ، و ما اگر به « مدينه » برگرديم ، عزيزترين افراد بايد ذليل‌ترين كسان را از آن شهر بيرون كنند ؛ و منظورش از عزيزترين ، يهوديان و ذليل‌ترين ، مسلمين بوده‌اند . « زيد بن ارقم » چنين افزايد كه اين موضوع را كه شنيدم به عموى خود گفتم ، عموى من نيز به رسول خدا خبر داد ، پيامبر مرا طلب فرمود ، من هم آنچه شنيده بودم به رسول خدا گفتم ، پيامبر كس فرستاد و « عبد اللّه ابىّ » رئيس منافقين را احضار فرمود ، آنان سوگند ياد كردند كه چنين چيزى كه « زيد بن ارقم » گفته است به زبان نياورده‌اند ، و سخنان من تكذيب شد . از آن‌وقت به بعد ، روزگار بر من تيره گشت ، و از آن پس ، از منزل بيرون نمىآمدم . عموى من گفت : اى زيد ! من فكر نمىكردم كه آنها تو را تكذيب نمايند و -