ابو القاسم راز شيرازى
139
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
خلق را ، رحيم باشد مر ايشان را ، مداراكننده باشد به ايشان ، داعى باشد مر ايشان را به لطف و حسن بيان ، عارف باشد به تفاوت اخلاق ايشان ، تا آنكه نازل گرداند هريك را در منزلت خود ، صاحب بصيرت باشد به مكر نفس و كيدهاى « شيطان » ، صبر كند بر آنچه ملحق شود او را ، و تلافى نكند ايشان را بر آنچه وارد شده است بر او ، و شكايت نكند از خلق ، و استعمال نكند تعصّب و حميّت را ، و مغالطه نكند از براى نفس خود در نيّت ، و مجرّد كند نيّتش را از براى خداوند ، در حالى كه استعانت مىجويد به او ، و طلب مىكند وجه او را . پس اگر مخالفت كردند و جفا نمودند او را ، صبر كند ، و اگر موافقت كردند او را و قبول كردند از او ، شكر كند ، در حالى كه تفويض امر مىكند به سوى حقّ تعالى ، و نظر مىكند به سوى عيب خود . تحقيق تفصيلى بدان ، كه امر به معروف و نهى از منكر ، از جملهء ضروريّات و واجبات دين اسلام است ، و واجب كفائى است نه واجب عينى ؛ يعنى هرگاه جمعى در بلدى ، يا يك نفر قيام به آن نمايند ، از ديگران تكليف ساقط مىشود ؛ چنانكه حقّ - جلّ و علا - مىفرمايد : وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ « 4 » ؛ يعنى هرآينه ، بايد بوده باشد بعضى از شما ، امّتى كه بخوانند به سوى خير ، و امر كنند به معروف و طاعات ، و نهى كنند از منكر و معاصى ، و ايشان رستگارانند . و هرگاه امر را به معنى وجوب گيريم ، منظور از معروف ، طاعات واجبه و فرائض است ؛ و هرگاه امر از براى رجحان باشد كه شامل مىشود ندب « 5 » و وجوب را ، منظور از
--> ( 4 ) - رجوع شود به منهج حاضر ، صفحهء 113 . ( 5 ) - استحباب ؛ يعنى مستحبّ بودن