ابو القاسم راز شيرازى
106
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
قدسيّه وارد است كه : « يا بن آدم ! رضاى من ، در خلاف نفس توست ؛ زيرا كه خلق نكردم خلقى را اشدّ مخالفت از نفس تو نسبت به خود » . بعد از آنكه حضرت رسول ص دربارهء « اويس » تمجيد فرمود ، و قريب به فوت ، وصيّت فرمود به حضرت امير المؤمنين ص كه خرقهء مرا به « اويس قرن » دهيد ، و گوييد : امّت مرا دعا كن ! آن حضرت ، خرقه را به « اويس » رسانيدند و طلب دعا كردند ، عرض كرد : يا على ! تو اولى به دعائى ، امّا چون حضرت رسول ص به اينجا حواله فرموده ، دعا كنم . و اين حكايت در « يمن » و « قرن » شايع شد ، و اسم جناب « اويس » بلند شد . آن بزرگوار از خلق « يمن » فرار نموده به « كوفه » ، در صحارى « كوفه » به عبادت مشغول بود . ديگر احدى او را نيافت بهجز « هرم بن حيّان » كه در كنار « فرات » او را يافت ، و سلام كرد بر « اويس » ، و جواب داد او را به اسم خود و پدر . سؤال كرد كه اسم مرا چه دانستى ؟ در جواب گفت : نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ « 70 » . سؤال كرد كه : حديثى از حضرت رسول ص روايت كن ! « اويس » گفت : من به ظاهر ، خدمت او را در نيافتم ، حديث او از ديگران شنيدم ؛ نمىخواهم كه محدّث باشم و مفتى ؛ مرا با خود شغلى هست كه به غير آن نپردازم . گفت : آيتى از « قرآن » برخوان تا از تو بشنوم ! « اويس » گفت : اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم ! و زارزار بگريست ، و گفت : حقّ تعالى مىفرمايد : وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ « 71 » ، وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ « 72 » تا
--> ( 70 ) - . . . مرا خداى داناى آگاه ، آگاه ساخت : سورهء 66 آيهء 3 ( 71 ) - به منهج اوّل ، صفحات 6 و 273 رجوع شود . ( 72 ) - و ما آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست به بازيچه نيافريدهايم ، آنها را جز به حقّ ( و از روى حكمت ) خلق نكردهايم ، امّا بيشتر خلق ، آگاه نيستند : سورهء 44 آيهء 38 و 39