ابو القاسم راز شيرازى
104
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
تعالى ، بدون استحقاق و سبق « 64 » طاعتى از عبد ؛ پس با اين قدرت كامله بر ايجاد ما يحتاج عباد ، و فضل شامله بر اعطاء نعماى بىنهايت موجوده به عبد ، چگونه اميدوار نشود از حقّ قادر مفضل كريم ، و ربّ منعم رحمان رحيم خود ؟ زيرا كه انسان ، بندهء احسان است ، كه : « الانسان عبيد الاحسان » « 65 » ؛ بخصوص وقتى كه محسنى بهجز حقّ تعالى نداند ، و احسان او را عامّ يابد ، البتّه رجاء او به فضل حقّ تعالى قوى خواهد شد : « بشنو اين پند از حكيم بردهاى * سر بنه آنجا كه باده خوردهاى » « 66 » بعد مىفرمايد : محبّ حقّ تعالى ، عبادت مىكند محبوب خود را به رجاء ، به عين بيدارى ، بدون سهو ؛ و زاهد ، عبادت مىكند پروردگار را بر خوف ؛ يعنى داعى اهل محبّت و معرفت - كه ارباب قلوبند - در عبادت و پرستش پروردگار ، محبّت و شوق محبوب حقيقى ، و رجاء قرب و لقاء اوست ، و عملش خالص است لوجه اللّه ؛ چنانكه در « منهج اوّل » گذشت كه منهج اهل معرفت و محبّت ، اشرف مناهج است ، و مشرب ايشان اشرف مشارب است ، و هيچ يك از دنيا و آخرت ، و نعمت و نقمت ، مشرب صافى ايشان را مكدّر و تيره نكند . و زاهد ، عباداتش به خوف است ؛ زيرا كه خوف واقعى ، باعث زهد است از دنيا ؛ و زهد در دنيا باعث رغبت است در آخرت ؛ و آن ، باعث عبادت است . پس زاهد ، اهل
--> ( 64 ) - پيشى جستن ، در اينجا : سابقه ( 65 ) - نوع مردم ، بندگان احسانند : « امثال و حكم » 1 : 236 ، « فرائد الادب » : 17 ( . . . عبد . . . ) ( 66 ) - بشنو الفاظ . . . : « مثنوى معنوى » : دفتر اوّل : 68 : توضيح : « برده به معناى مجذوب ، و مقصود از « حكيم بردهاى » ، « حكيم سنائى غزنوى » است ؛ و در بيت فوق ، اشاره بدين بيت از مثنوى « حديقهء » آن جناب است ، كه : مَنِه از كوى عشق ، بيرون پى * سر همانجا بِنِه كه خوردى مى » : با استفاده از حاشيهء « مثنوى » چاپ « ميرزا محمود » : 90 / 5 : « حديقة الحقيقة » : 114 ( برمدار از مقام مستى ، پى . . . )