الشيخ محمد البهاري الهمداني
223
تذكرة المتقين ( فارسى )
( 105 ) - در هيچ حالى از حالات ، بلكه دائما بر تضرّع و انابه مواظبت مىنمود و در دفع آن ( شيطان ) از خداى كريم يارى مىجست و از جهت عقيده و خطر عاقبت به شرّى ترسان ميبود . از سؤ عاقبت به خدا پناه مىبريم . ( 106 ) - اگر چيزى از دنيا ناگهان بايشان رو كند ، از شادى خواهند مرد ، اينان كجا و ترك دنيا كجا ! ( 107 ) - اگر بر فرض هم قبول كرديم . . . ( 108 ) - خداى متعال از طاعات بىنياز است . ( 109 ) - در اين موقع در شهوات دنيا غوطه مىخورد ، به گمان اينكه اينها با نفوس قوى و ثبات قدم ، انسان را از معارف حقه باز نمىدارد . ( 110 ) - ( اينان ضعيفترين مردمند ) از جهت عقل و جاهل و احمقترند . ( 111 ) - و اكنون وى در ديدار محبوب و مجاورت مقام محمود و ملازمت در عين شهود ، و پيچيده در طامات است . ( 112 ) - براى خود مدعى خرق عادات است . ( 113 ) - ( چيزهائى را كه ) هيچ پيامبر و وليّى براى خود ادعا نكرده . ( 114 ) - ( كه اينها ) خود از صفات زشت است و آيا زشتى را با زشتى و رذيله را با رذيله بايد دفع كرد ؟ ( 115 ) - به گمان اينكه به خدا ( جلّ جلاله ) رسيدهاند . و سرّ اين اشتباه اين است كه خداى متعال هفتاد حجاب از نور دارد و سالك بيكى از آنها نمىرسد مگر اينكه گمان مىكند كه ديگر از آن مجال گذشت نيست . و شايد قصهء ديدن ابراهيم ( ع ) ستاره و ماه و خورشيد و غروب هريك را اشاره به همين باشد . ( 116 ) - چون بعد از اينكه ديد برايش اشراقى پيدا شده و جمالى يافته در آن هنگام به دهشت مىآيد ، و گاه بر زبانش كلمهء ( انا الحقّ من حقم ) يا كلمهء ( نيست در لباس من جز خدا ) و يا كلمهء ( من كعبهام بطواف من آييد ) و مانند اين خرافات بر زبان او جارى مىشود .