ابو القاسم راز شيرازى

29

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

كه : فَسُقْناهُ إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ « 138 » ، و باز مىدارد آن را از هر ارضى كه خواهد : ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ « 139 » . و ديگر از آيات او آنست كه نازل مىفرمايد از آن ، ثلج و برف ، رخوت و سستى چون قطن « 140 » و پنبهء وازده ، و تگرگ صلب چون درّ آبدار . و اين فوائد و آثار نيست مگر از لطف و عنايت پروردگار حكيم خبير مختار رؤف نسبت به عباد و قوله تعالى : لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ در آخر آيهء

--> ( 138 ) - ما ( اين ابرها را ) بسوى شهرهاى بىآب و مرده مىرانيم : سورهء 35 آيهء 9 ( 139 ) - اين ( نظام متقن و محكم ) تقدير پروردگار مقتدر و داناست : سورهء 36 آيهء 38 . در تبيين و تأييد مطالب متن ، اين ابيات از كتاب « گلشن راز » در حاشيه مرقوم شده بود كه ذيلا آورده مىشود : تو گوئى هست اين افلاك دوّار * به گردش روز و شب چون چرخ فخّار در او هر لحظه دانائى داور * ز آب‌وگِل كند يك ظرف ديگر هرآنچه در زمان و در مكانست * ز يك استاد و از يك كارخانه است كواكب گر همه اهل كمالند * چرا هر لحظه در نقص و وبالند همه در جا و سير و لون و اشكال * چرا گشتند آخر مختلف حال چرا گه در حضيض و گه در اوجند * گهى تنها فتاده گاه زوجند دل چرخ از چه شد آخر پرآتش * ز شوق كيست او اندر كشاكش همه انجم بر او گردان پياده * گهى بالا و گه شيب اوفتاده عناصر آب و باد و آتش و خاك * گرفته جاى خود در زير افلاك ملازم هر يكى با مركز خويش * كه ننهد پاى يك‌ذرّه پس و پيش چهار اضداد در طبع و مراكز * بهم جمع آمده كس ديده ؟ هرگز ! مخالف هر يكى در ذات و صورت * شده يك چيز از حكم ضرورت مواليد سه‌گانه گشت از ايشان * جماد آنگه نبات آنگاه حيوان همه بر امر و حكم دادِ داور * بجان استاده و گشته مسخّر شرح اين ابيات كه حاكى از كمال اتقان صنع حق و بيان رابطهء تربيتى اجرام علوى با مكوّنات زمينى است در كتاب « مفاتيح الاعجاز » در شرح كتاب « گلشن راز » تأليف شيخ محقّق « شيخ محمّد لاهيجى » متوفّى به سال 912 آمده است رجوع شود . ( 140 ) - پنبه