ابو القاسم راز شيرازى

30

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

مذكوره است ؛ يعنى وجود اين آيات عشره ، دليل است بر وجود صانعى بىچون . و تغيّر و حدوث اين آيات ذاتا و زمانا و مكانا در وقتى دون وقتى و مكانى دون مكانى ديگر ، دليل است بر اراده و علم صانع بىچون به جزئيات « عالم كون و فساد » « 141 » . و منافع اين آيات نسبت به عباد و بلاد دليل است بر حكمت و خبرت صانع خالق بىچون . و متقن و محكم داشتن صنع را در اين آيات به طريق انتظام به روش واحد دليل است بر وحدت ذات صانع خالق بىچون ؛ زيرا كه فرمود : لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا « 142 » . پس انسان صاحب شعور و عقل كه تدبّر نمايد در اين آيات سماويّه و ارضيّه و جوّيّه تعقّل مىكند و مىفهمد كه همگى دليل‌اند بر وجود كامل و اراده و علم و حكمت و خبرت و وحدت ذات واجب الوجودى كه تغيّر و حدوث و نقصان را در ذات بىمثالش راهى نيست ، و عقلش منوّر مىشود به نور علم اليقين و در اين حال ، صاحب مرتبهء اوّل است از مراتب يقين . و محقّق و ظاهر است از براى او آنكه آن ذات كاملهء واجبه حقّ است و بطلان و شبهه و زوال را در آن راهى نيست ؛ چنان كه فرمود : حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ . و اين طريق سلوك الى اللّه طريق سلوك علمى عقلى است به جهت تحصيل علم يقينى بر وجود واجب الوجود و تمامى اهل عقل بر تحصيل اين نحو از علم كه موقوف عليه ظواهر شرايع و عبادات است مكلّفند كه تحصيل نمايند ؛ چنان‌كه دأب حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در بدايت احوال اين

--> ( 141 ) - « ابو على سينا » گويد : كون عبارتست از اجتماع اجزاء و فساد عبارت از افتراق و جدائى اجزاء ؛ بنابراين عالم كون و فساد يعنى جهانى كه پيوسته اجزاء آن در حال اجتماع و افتراق و دستخوش تحوّل هميشگى و بدون توقّف است از حالى به حال ديگر و از شكلى به شكل ديگر . ( 142 ) - اگر در زمين و آسمان خدايانى جز خداى ( يگانه ) بود كار آن دو بفساد و تباهى مىكشيد : سورهء 21 آيهء 22