ابو القاسم راز شيرازى

584

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

على ابراهيم و آل ابراهيم ان تصلّى على محمّد و آل محمّد و ان تنجينى من الحبس » « 3 » ، بعد از خواندن حقّ تعالى به اين طريق ، مستجاب شد دعاى او و نجات يافت . پس ملاحظه كن كه چگونه عظمت و جلالت حقّ تعالى تنبيه و تأديب مىنمايد انبياء و رسل را ، و اظهار منّت و فضل و احسان خود را بر ايشان مىفرمايد كه ايشان را قوّهء دم زدن نيست ، و ايشان نيز باعث انتباه ديگران مىشوند . پس غافل از فضل و حقوق الهى نسبت به خود مباش كه باعث ويل و خسران است ؛ فعلىهذا مبدأ فيض بر عباد و خيرات و فضل و احسان حقّ جلّ و علاست ، امّا وسايط فيض روحانى و جسمانى نيز در ميان است و شكر و احسان وسايط فيض نيز لازم است كه : « من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق » « 4 » ؛ زيرا كه شكر و احسان مخلوق در حقيقت شكر و احسان خالق است ، و همهء احسان‌ها از بحور « 5 » و خزاين غيب ناشى است كه در جداول و انهار مظاهر عباد ظاهر مىشود كه : وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . و از جمله وسايط ظاهرى ، پدر و مادر جسمانىاند كه حقوق ولادت و تربيت و حفظ و زحمت بر ولد دارند و واسطهء فيض جسمانىاند نسبت به ولد از حقّ تعالى ، و اگر وجود ايشان نبود ولد مولود نمىشد ؛ پس شكر احسان ايشان نيكوئى است نسبت به ايشان كه در حقيقت ، شكر احسان حقّ تعالى است ؛ لهذا حضرت امام ( ص ) مىفرمايد : نيكوئى به والدين از حسن معرفت عبد به حقّ

--> ( 3 ) - خدايا به منّت قديم و احسان بزرگ تو بر ابراهيم و نسل ابراهيم اينكه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و مرا از زندان رها سازى . ( 4 ) - آن‌كس كه شكر مخلوق نگويد شكر خالق را بجاى نياورده باشد . ( 5 ) - درياها