ابو القاسم راز شيرازى
575
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
ماست ؛ زيرا كه قرائت ايشان از روى علم و معرفت نيست . و بدان اى عاقل زكىّ كه از تدبّر كلمات حضرت امام ( ص ) در اين باب ، مبيّن مىشود كه منظور حقّ تعالى و حضرت رسول ( ص ) از تعيين شريعت و عبادات ، محض صورت و ظواهر نيست بلكه شريعت و عبادات را بطون و اسرار است كه مقصود حقّ تعالى و شارع مقدّس است ، و هركس قناعت به صورت صرف شريعت نمايد و چشم از فهم حقايق و معانى آن پوشيده دارد علاوه بر آنكه اثرى بر آن مرتّب نيست خصومت كرده است با حقّ تعالى و حضرت رسول او ، در مقصود و مطلوب ايشان از وضع شريعت - چنانكه حضرت امام ( ص ) بيان فرمود - مگر كسى كه استعداد و قابليّت عمل به زياده از ظاهر شريعت را نداشته باشد چون عوام ؛ و ايشان را نيز در عمل به ظاهر شريعت ، اجر و ثواب به قدر مرتبهء خود است ، امّا عمل به ظواهر محض شريعت و انكار اسرار و بطون آن از براى ارباب عقول و افهام ، مجزي و مقبول نيست . گويند سلطانى بود در كمال جلالت و عظمت و وسعت مملكت و كثرت خزاين و دفاين ، و دو طفل صغير بود او را ، و سنّ سلطان به شيخوخيّت رسيده بر عمرش اعتماد نداشت ، و در مملكت ، دشمنان داشت كه مىدانست بعد از فوت او با سلاطينزادگان ظلم و غدر خواهند نمود ، بسيار تدبّر كرد و با وزير خود كه صاحب عقل كامل بود حكايت را در ميان نهاد ، آخرالامر ، رأى ايشان بر آن قرار گرفت كه خزاين و دفاين را تمام در مواضعى چند دفن و ضبط و حفظ نمايند و حجابها و طلسمها بر آن قرار دهند كه دست هر بو الهوس به حلّ عقدهء آن طلسمات نرسد ، و گنجنامه نويسند مشتمل بر اسرار طلسمات و عجايب جواهر و خزاين خود ، بعد از اتمام گنجنامه به اولاد خود سفارش بليغه نمود كه مىبايد بطريق وجوب ، روزى يك جزو از اين گنجنامه را قرائت كنيد تا به جميع مطالب و مقاصد خود و اصل