ابو القاسم راز شيرازى
576
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
گرديد ، و در ترك تلاوت گنجنامه ، حرمان از مطالب و تمنّيات است و موجب حسرت و خسران است . بعد از در گذشتن سلطان ، دزدان و دشمنان از كمين در آمدند و غصب خلافت و سلطنت را كردند و سلطانزادگان ، حيران و سرگردان ماندند ، و از قرار دستور العمل پدر ، همه روزه به قرائت آن گنجنامه ، مواظبت مىكردند تا مدّتى متمادى اثرى از آن جز حركت شفتين نمىيافتند تا آنكه ادبارى ايشان به كمال رسيد ، و بجز باديهء حيرت و حسرت نمىپيمودند ، آخرالامر به طلب فهم گنجنامه از حكيم خبيرى برآمدند ، آن وزير صاحب تدبير چون ايشان را به كمال استعداد يافت و آثار رشد در ايشان ظاهر ديد از طرفى بيرون آمد ، و اسرار گنجنامه را به ايشان آموخت ، و اعانت نمود در فتح طلسمات و وصول به جواهر و خزاين و دفائن . چنين بياب كه آن سلطان با عظمت و شأن ، حضرت رسالت پناه ( ص ) است ، و وزير حكيم و پيرو او علىّ مرتضى ( ص ) هارون امّت است - كه : « انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى » « 11 » - و خلايق كه امّت اويند اطفال او نيز ، و « قرآن » گنجنامهء اوست كه به وحى الهى بر او نازل آمده و اسرار و امانت الهيّه كه در انسان كامل گذارده در اين گنجنامهء الهى پنهان فرموده كه فهم خلق و امّت وفاى به آن نتوانند ، و دزدان و خائنين ، غاصبين حقوق ايشانند كه ظاهر خلافت الهيّه را غصب نمودند و ليكن از باطن آن بىخبر بودند كه علمش در نزد هارون امّت مخزون است ، و به ظاهر كلام اللّه كه گنجنامهء الهى است قناعت كردند و دين الهى را لعب و بازى شمردند و با وجودى كه از سلطان مسند رسالت استماع نمودند كه : « انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى ، ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدي و انّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ .
--> ( 11 ) - يا على ! نسبت تو با من همچون نسبت هارون ( ع ) با موسى ( ع ) است جز آنكه پس از من پيامبرى نيست .