ابو القاسم راز شيرازى
526
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
داشت خواهش خود را و ظاهر كرد اعراض از خواهش را ، عقاب مىكنم نفس را به ترك كردن خواهش او ؛ اين است طريقهء عقوبت نفس تا واقع نگردد در آفتى اعظم از آفت شهوت ؛ و چنانكه در جوع و قلّت اكل اصلاح باطن و صفاى قلب صنوبرى و قلب معنوى است ، همچنين اصلاح ظاهر و صحّت بدن است كه : « لا وجع مع الاحتماء و لا صحّة مع الشّبع . و المعدة بيت كلّ داء و الحمية رأس كلّ دواء » « 7 » . بعد حضرت امام ( ص ) مىفرمايد : اكلهاى ممدوح و محمود چهار است ؛ اوّل : اكل اصفياست كه انبياء و اوصياء و اولياءاند و آن اكل كردن به ضرورت است ؛ يعنى مادام كه واجب نباشد از براى بقاء و حيات نخورند ؛ يعنى اكل ايشان به قدر سدّ رمق است ، دوم : اكل متّقين است و آن اكل كردن است از براى بنيه و تغذيهء بدن كه بر پا باشد ، و منظور ايشان لذّت طعام و سير شدن از طعام و قوّت يافتن از طعام نيست ، سيم : اكل كردن متوكّلين است كه نمىخورند مگر آنچه را حقّ تعالى برساند از براى ايشان ، و لهذا غذاى متوكّلين را فتوح مىفرمايد ؛ يعنى متوكّل صابر است تا آنكه رزّاق حقيقى ، فتوح كند از براى او به نصيب او ، و جسارت در طلب رزق نمىكند ، چهارم : اكل كردن مؤمنين است و آن از براى قوّت بدن است در طاعت حقّ تعالى لهذا اكل ايشان را قوت مىفرمايد . بعد ، آفات كثرت اكل را مىفرمايد كه ضررناكتر از براى قلب انسان از كثرت اكل نيست ؛ زيرا كه مورث مىشود قساوت قلب و هيجان شهوت را ؛ و سبب آنست كه به واسطهء كثرت اكل و غذاهاى چرب و شيرين متولّد مىشود خون زياد و داخل مىشود در قلب ، و متكوّن مىشود پيه بسيار در دل ، و به واسطهء
--> ( 7 ) - با رعايت پرهيز دردى نيست و با پرخورى تندرستى نيست ، و معده خانهء هر درد و پرهيز از پرخورى سر همهء دواهاست .