ابو القاسم راز شيرازى

507

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ضرورت باشد تكلّف و لهو و عبث است و موجب تضييع اموال و اوقات است و فوائد اخروى ندارد مگر آنكه نيّت در تحصيل مذكورات قربة الى اللّه باشد ، و صرف نمايد آنها را در مرضات حقّ تعالى ؛ آن وقت آن را لهو و تكلّف نگويند ؛ چنان‌كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه به « بصره » تشريف بردند ، مردى آمد خدمت حضرت عرض كرد : برادرى دارم كه در خانهء من داخل نمىشود و از مال من تصرّف نمىكند و مىگويد : ترك دنيا كرده‌ام ، آن حضرت فرمود : او را حاضر كن ! بعد از حضور او فرمود كه چرا به رضاى برادرت در خانهء او داخل نمىشوى و از مال او صرف نمىكنى ؟ عرض كرد كه مىخواهم در ترك دنيا متابعت كنم ترا ، پس آن حضرت از صاحب خانه و مال ، سؤال فرمود كه اين خانه را براى چه عمارت كردى ؟ عرض كرد : از براى رفع احتياج خود و عيال خود و اگر زياد از عيال من باشد محتاجين و فقرا را سكنى دهم در آن به جهت رضاى حقّ تعالى ، پس فرمود : مال را به چه نيّت تحصيل كرده‌اى ؟ عرض كرد : به جهت رفع احتياج خود و عيال خود تا توانم به اطمينان قلب به عبادت پروردگار مشغول شوم و اگر زياده از ضرورت باشد صرف فقرا و مساكين در رضاى حقّ تعالى كنم ، حضرت فرمود : چه مبارك خانه‌اى است و چه مبارك مالى است و به برادرش فرمود كه در خانهء او ساكن شود و از مال او صرف كند كه داخل در دنياى مذمومه نيست ؛ زيرا كه عبد مؤمن آنچه از مال و ملك و اسباب دنيا از براى رضاى حقّ تعالى تحصيل نمايد و در راه او صرف كند ، از عبادت و طاعت حقّ تعالى محسوب مىشود : مال را كز بهر دين باشى حَمول * نِعمَ مالٌ صالحٌ گفت آن رسول و آنچه به نيّت تمتّعات دنيوى ، بدون ملاحظهء رضاى حقّ تعالى تحصيل