ابو القاسم راز شيرازى

498

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

باعث سخريّه و استهزاء نشود ؛ چنان‌كه آورد اعرابى هديّه‌اى از براى حضرت رسول ( ص ) بعد در نزد همگان عرض كرد كه قيمت هديّهء مرا عطا كن ، پس خنديدند آن حضرت ، و هر وقت مغموم مىشدند مىفرمودند : چه كرد اعرابى ؟ كاش باز مىآمد . و مزاح نشانهء ايمان است و از جملهء محاسن اخلاق است و باعث ادخال سرور است در قلب برادران دينى ؛ و بود دأب حضرت رسول ( ص ) و حضرت امير عليهما السّلام مزاح و مطايبه وقتى مىخواستند كسى را مسرور گردانند ، و حضرت موسى بن جعفر ( ع ) مىفرمايد : بود حضرت يحيى بن زكريّا ( ع ) كه مىگريست و ضحك نمىكرد ، و حضرت عيسى ( ع ) مىگريست و مىخنديد ، آن حضرت فرمود : حالت و عمل عيسى بهتر از حالت و عمل يحيى بود . و ضحك مطلوب ، تبسّم است ، و ضحك بسيار مىميراند قلب و دين را كه : « القهقهة من الشّيطان » « 32 » ، و كثرت مزاح مىبرد آبرو و مهابت مردان و نور ايمان و مروّت را ، و باعث جرأت خلق است بر مرد . و ديگر : ايمنى جوار و همسايگان است از شرّ و آفات شخص تا چهل همسايه از اطراف بيت ؛ و حرمت همسايه بر همسايه مثل حرمت مادر است ، و حسن سلوك با او باعث وسعت رزق و زيادتى در عمر است ؛ حضرت صادق ( ع ) فرموده : چون كه رفت « ابن يامين » ولد حضرت يعقوب ( ع ) مناجات كرد : پروردگارا آيا رحم نمىكنى مرا ؟ رفت دو چشم من و رفت فرزند من ، وحى فرمود حقّ تعالى بسوى او كه ميرانيدم آن دو را تا زنده كنم آنها را از براى تو و جمع كنم با تو و ليكن ياد بياور از گوسفندى كه ذبح كردى و پختى و خوردى و فلان و فلان در جوار تو صائم بودند ، ندادى به ايشان چيزى . و بعد از آن هر صبح و شام ، يعقوب ( ع ) منادى مىفرستاد تا سر يك فرسخ كه هركس اراده دارد غذا را ، بيايد بسوى يعقوب ( ع ) . ديگر : اكرام

--> ( 32 ) - به قهقهه خنديدن از شيطان است .