ابو القاسم راز شيرازى
7
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
ايشان از كلام اللّه اين آيه است كه : وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ ، چنانكه جناب « ميرداماد » « 18 » كه از اجلّهء حكماء اسلاميّين است مىگويد : در كلام حقّ اولو الالباب بين * و آن تدبّر را كه كرده است آفرين و فرقهء رابعه ؛ عرفاء اين امّتند كه شيعيان خالصالولاى محمّدى علوى عليهم السّلام مىباشند و به اقتداى اهل عصمت عليهم السّلام بمجاهدات و رياضات و عبادات و ترك و تجريد و زهد در دنيا و محبّت پروردگار و خاصّان او به درجات عاليهء انسانيّه رسيدهاند و مىگويند : انسان را فوق مدرك « 19 » عقلى مدارك ديگر است كه عقل از درك آنها و مدركات آنها عاجز است : « وراى عقل طورى دارد انسان * كه مىيابد به آن اسرار پنهان » « 20 » و آن مدارك چهار است ؛ اوّل : قلب است ، كما قال اللّه تعالى : يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ « 21 » ، و ادراك قلب ، بصيرت و
--> ( 18 ) - نامش « مير محمّد باقر بن شمس الدّين محمّد » اصلش از استرآباد محلّ نشأ و نما و توطّن او اصفهان و مدفن او نجف اشرف است . از چهرههاى درخشان حكمت الهى در طريق اشراق است . در شعر اشراق تخلّص مىنموده و استاد صدر المتالّهين شيرازى است ، چون به دامادى محقّق كركى افتخار يافته به همين جهت به « سيّد داماد » يا « ميرداماد » شهرت يافته است . او را تأليفات و تصنيفات در حكمت الهى و تفسير بسيار است . وفات « ميرداماد » را بين سالهاى 1040 تا 1042 نوشتهاند . اين منقبت در شأن حضرت امير مؤمنان على عليه السّلام از اوست : در مرحله على نه چونست و نه چند * در خانه حق زاده بجانش سوگند بىفرزندى كه خانه زادى دارد * شك نيست كه باشدش بجاى فرزند ( 19 ) - آلت و وسيله فهم و ادراك ، و مدارك جمع آنست . ( 20 ) - « گلشن راز شيخ شبسترى » ( 21 ) - روزى كه نه ثروت و نه فرزندان به كار نيايد جز دلى ( پيراسته از آلايش شرك ) كه آدمى خداى را -