ابو القاسم راز شيرازى
410
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
يعنى چيزى را طلب كن كه رضاى حقّ تعالى در آن است نه به هوا و هوس نفس كه موجب هلاكت است . و به حقيقت عظمت و كبرياء الهى شاعر شو ، و معاينه كن بقلب علم پروردگار را « بما فى الضّمير » « 70 » خود و اطّلاع او را بر باطن خود و بر آنچه باطن تو جامع آن است از حقّ و باطل تا آنكه باطنت را اصلاح كنى و موافق نمائى با ظاهر و لسان خود در دعا ؛ يعنى بصدق و اعتقاد كامل به آنكه حقّ تعالى قادر است بر انجاح « 71 » و حصول مقاصد عبد ، و خبير است بر مصالح او ، و دوست است به او . و بعجز و افتقار قلبى موافق با لسان دعا كن تا آنكه محروم از فيض اجابت نمانى . و بشناس طريق نجات و هلاك خود را تا آنكه طلب نكنى از حقّ تعالى بدعا چيزى را كه باعث هلاك تو است و تو گمان نجات خود را در آن داشته باشى ؛ زيرا كه بسبب عدم تمييز انسان در خير و شرّ خود حقّ تعالى مىفرمايد : مىخواند و طلب مىكند انسان شرّ خود را مثل آنكه طلب مىكند خير خود را بدعا ، و انسان عجول است در كارها . پس بايد تدبّر كند كه چه چيز را مسألت مىكند و مسئول او را از براى او چه فايده است تا جسارت و گستاخى نكند و سؤال به چيزى كه موجب هلاكت اوست يا بىحاصل است او را . بعد ، حضرت امام ( ص ) بيان حقيقت دعا را مىفرمايد كه معنى دعا ، شمردن خواهشهاى طبيعى و نفسانى دنيوى بر حقّ تعالى نيست ؛ زيرا كه اين قسم دعا نسبت به مالك قادر جليل عظيم داناى خبير حبيب ، گستاخى و سوء ادب است بلكه منافى با عبوديّت ، و عبوديّت واقعى مستلزم تسليم است در ظاهر و باطن ، و ترك اختيار در امورات خود و غيره و تفويض امورات به دست مولاى حقيقى ،
--> ( 70 ) - آنچه در باطن آدمى نهفته است . ( 71 ) - كامياب گردانيدن ، حاجتى را روا ساختن .