ابو القاسم راز شيرازى
399
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
موقوف شد ، باز بخواب رفتند باز ابر باريد و بيدار شدند ، آن بزرگ فرمود : سبحان اللّه ! تا عباد مبتلا نشوند حقّ تعالى را نمىخوانند ؛ چنانكه در غزوهء « بدر » و « حنين » جمعى از كفّار عرب و « قريش » كشته شدند و بعضى دستگير و به زنجير شدند ، حضرت رسول ( ص ) بر گرفتاران گذر فرمود و تبسّم نمود ، يكى از آنها عرض كرد : از تو كه خود را صاحب رسالت مىدانى بعيد است كه شادى كنى بر گرفتارى ما ، حضرت رسول ( ص ) فرمود : و اللّه نه چنين است كه تصوّر كردى بلكه تعجّب از آنست كه شما را به زنجير به سوى جنّت و قرب جوار پروردگار مىكشانم و نمىآئيد . پس معلوم گرديد كه منظور از نقمات و بلاياى دنيا هشيارى عبد است از غفلت تا توجّه كند به حقّ تعالى بدعا ، و به كمال خود فايز گردد ، و لهذا دعا و فرار به سوى حقّ تعالى اصلى عظيم است در دين كه غفلت از آن موجب خسران دنيا و آخرت است ؛ چنانكه به حضرت موسى ( ع ) امر فرمود كه نمك طعام و علف گوسفندان خود را هم از من بخواه ؛ يعنى توجّه به غير من نكنيد و از توجّه به من باز نمانيد در هر حال . و عبارتى از « افلاطون » حكيم منقول است ، تا عهد حضرت رسول ( ص ) كسى او را جواب نگفته بود و به حضرت كه عرض كردند جواب كافى شافى به دو كلمه فرمودند ؛ عبارت « افلاطون » اينست كه : العالم كرة و الافلاك قسىّ و الحوادث سهام و الانسان هدف و الرّامي هو اللّه تعالى ، فاين المفرّ ؟ ؛ يعنى عالم كروى و دورى است و پناهى از هيچ طرف ندارد و افلاك چون كمانهااند و حوادث روزگار بهمنزلهء تيرهاست و انسان هدف است و اندازندهء تيرها حقّ تعالى است ، پس محلّ فرار كجاست و فرار به سوى كيست ؟ حضرت رسول ( ص ) فرمود : فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ « 31 » ؛ يعنى محلّ فرار قرب جوار
--> ( 31 ) - . . . پس بسوى خداى تعالى بگريزيد . . : سورهء 51 آيهء 50