ابو القاسم راز شيرازى
400
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
پروردگار است تا آنكه از سهام حوادث روزگار ايمن شوند ؛ چنانكه در ادعيه وارد است كه : « أعوذ بك منك ، و : اعوذ بعفوك من سخطك » « 32 » و امثال آن . و فرار به حقّ تعالى ، باقبال و توجّه و دعاست . و طريقهء اقبال به پروردگار بدعا كه از اهل عصمت ( ص ) وارد است شش است ؛ اوّل : طريق ابتهال است كه اعظم طرق دعاست ؛ و آن بلند كردن دستهاست و گذرانيدن آنها از سر است به سوى آسمان و يا گرفتن دو دست است در مقابل وجه به سوى قبله و اين طريق نوعى از انواع عبوديّت و احتقار و مذلّت و كوچكى است در جنب كبرياء حقّ تعالى مثل غريقى كه بلند كند دو دست خود را از روى حسرت از براى دستگيرنده كه نجات دهد او را ، همچنين منظور عبد از ارتفاع دو دست ، تشبّث و تمسّك است به اذيال « 33 » رحمت پروردگار و تعلّق به دامان رأفت و جود او تا آنكه نجات دهد عبد را از هلاكت ، و فريادرسى كند او را از كرب ؛ و اين طريقهء عظيمى است كه بايد دعاء نكند عبد به اين طريق مگر در حال زفير و انين و گريه و زارى ، و به يقين در اين حال كه حال رقّت قلب است دعاء مستجاب است ؛ و بود حضرت
--> ( 32 ) - از تو به تو پناه مىبرم و از قهر تو به عفو و بخشش تو پناه مىجويم : اين جمله بدينگونه نيز روايت شده است : اعوذ برضاك من سخطك و اعوذ بمعافاتك من عقوبتك و أعوذ بك منك : از خشم تو به خوشنوديت و از كيفر تو به بخششت و از وجود مقدّس تو هم بوجود مقدّست پناه مىبرم : در تحقيق اين دعا « شيخ عبد اللّه قطب بن محيى » در مكتوبات خود چنين فرموده است : قوله صلّى اللّه عليه و آله : « اعوذ برضاك من سخطك » استعاذه است از صفت به صفت ، و اين مقام اهل محبّت است و قوله : « اعوذ بمعافاتك من عقوبتك » استعاذه است از فعل بفعل ، و اين مقام اهل تقوى است و قوله : « اعوذ بك منك » استعاذه است از ذات بذات ، و اين مقام اهل توحيد است . و در مقام اوّل و دوم ، مسئول عدول است از حالى بحالى ، و در مقام سيم مسئول تبديل عين حال است براى شهود عين ، و صدور اين كلمات از آن حضرت بحسب تقلّب ايشان بوده در اين مقامات بهر مقام كه فرود مىآمدهاند بلسان آن مقام سخن مىفرمودهاند « و اللّه اعلم بالصّواب » . ( 33 ) - اذيال جمع ذيل است و ذيل يعنى دامن .