ابو القاسم راز شيرازى

398

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

در اين باب نمود تا رفع غفلت از آنها شود و به فقر و احتياج ذاتى خود شاعر شوند و بلسان حال و قال به طريق خضوع و خشوع و تضرّع و ابتهال « 27 » ، توجّه به حضرت قاضى الحاجات و « معطى السّؤلات » « 28 » ، نمايند و علاوه بر حصول حاجات خود به فيض قرب و مناجات او بهره‌ور گردند ، و اگر تهاون « 29 » بدعا نمايند و سستى در مناجات و توجّه به حقّ تعالى ورزند كه باعث حرمان از حاجات است باز به لطف عميم ، حوايج و بلايا بر ايشان مىگمارد تا عاجز و متنبّه شوند به آنكه چاره بجز رجوع و بازگشت و كوبيدن باب حضرت كريم وهّاب نيست ؛ چنان‌كه از بزرگى منقول است كه ديد كسى را عوانان حكّام گرفته‌اند و ضرب و شتم مىنمايند و آن كس اللّه اللّه بر زبان مىراند ، آن بزرگ خواست كه او را شفاعت نمايد ندائى به سرّ او رسيد كه اين بنده در مدّت عمر ، ما را دعوت نكرده ، حال كه از راه لطف او را مبتلا كرده‌ايم به محن و ما را مىخواند كه رحمت ما شامل او شود تو مىخواهى او را از اين نعمت محروم سازى ؟ و بزرگى ديگر شبى از فصل تابستان با « اخلّاء فى اللّه » « 30 » مشغول به توجّه و ذكر و عبادت پروردگار بودند ، ديد كه از هيچ طرف صدائى برنمىآيد ، و همهء خلق در خواب ناز و استراحت‌اند و درهاى دوست باز است و رحمتش طلب مىكند طالبى را كه شامل شود او را ، به دوستان گفت : مىخواهيد كه فيض رحمت حقّ تعالى شامل احوال اين غافلين گردد ؟ گفتند : كرامتى است بر ايشان ، دعا كرد ابرى ظاهر شد و بر ايشان باريد همه بيدار شدند و خدا خدا مىكردند ، بعد باريدن

--> ( 27 ) - بالتماس درخواست كردن چنانچه كيفيّت آن در متن خواهد آمد . ( 28 ) - دهندهء خواسته‌ها ( 29 ) - سستى ورزيدن ( 30 ) - دوستان الهى