ابو القاسم راز شيرازى

367

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

مقتضى قهر و استكبار و عزّت و رفعت و علوّ است لهذا « عزازيل » كه مسمّى به « ابليس » است و از سنخ اجانين است استكبار كرد از اطاعت حقّ تعالى ، و امتثال امر الهى را در سجدهء آدم نكرد : قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ « 9 » ؛ يعنى به حكم آنكه حقّ تعالى تفضيل داده است نار و هوا را بر دو عنصر ديگر بحسب رفعت ، و « ابليس » مكان خود را كه نتيجهء آن دو است بهتر از آدم دانست كه نتيجهء آب و خاك است و به تقاضاى جبلّى خود كه استكبار و سركشى است عصيان ورزيد امّا بسبب جهل و غرور ندانست كه عنصر ماء مسلّط و غالب است بر نار ، و اقوى از اوست تراب بسبب برودت و يبوست ثابت و مستقيم است بخلاف هوا كه در تلوّن و تحرّك و سيلان « 10 » است . و از اين جهت به عنايت بىعلّت حقّ تعالى كه شامل احوال آدم شد و عنصر آب و خاك را در طينت او غالب ساخت ، طينت آدم بالطّبع مقتضى عجز و فقر و مذلّت است كه از لوازم عبوديّت است و اگر استكبار از او ظاهر شود بسبب عوارضات خارجه از طبيعت است و بسبب آن دو عنصر مغلوب در او كه به تربيت شريعت الهيّه ، مرتفع و زائل مىشود ، و طينت اجانين بالطّبع مقتضى علوّ و استكبار است كه از لوازم ربوبيّت است و ظهورش در مخلوق باعث معصيت است و اگر عبادت و طاعت از اجانين و شياطين ، ظاهر شود بسبب عوارضات خارجه از طبيعت است و آن دو عنصر مغلوب در آنها كه عاقبت خلاف آن از ايشان ظاهر مىشود ؛ چنان‌كه در « ابليس » بعد از هشتاد هزار سال عبادت به حكم طينت اصليّه ، معصيت و مخالفت پروردگار ظاهر شد . و به واسطهء دو عنصر مغلوب در انسان كه نار و هواست ، قبول مىكند اختلاف صور را بحسب خيال و

--> ( 9 ) - . . . گفت : من از او بهترم كه مرا از آتش و او را از گل آفريده‌اى : سورهء 7 قسمتى از آيهء 12 ( 10 ) - جريان