ابو القاسم راز شيرازى
322
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
افعال است ؛ يعنى جميع موجودات عالم ملك و ملكوت ناشى از فعل حضرت حقّ تعالى است كه : لا فاعل فى الوجود الّا اللّه ، و حمد و ثناى جميل ، فعل او را سزاوار است و بس ، و محمود الفعال ، اسم خاصّ اوست . و تهليل كه « لا إله الّا اللّه » است اشاره به توحيد صفات است ؛ يعنى جميع صفات كماليّه منحصر است در ذات پاك حضرت معبود حقيقى كه سزاوار ستايش و عبادت است . و تكبير كه « اللّه اكبر » است اشاره به توحيد ذات است مبرّا از صفات كه : « لا موجود الّا اللّه » « 17 » ؛ يعنى : اللّه اكبر من ان يوصف ؛ يعنى حقّ بود و هست و خواهد بود ، و هيچ شىء با او نبود و نيست و نخواهد بود ، و بزرگتر از آنست كه عباد وصف او كنند « تعالى عمّا يصفه الواصفون علوّا كبيرا » « 18 » . و برخورد بفهم اين مراتب اربعهء توحيد آثار و افعال و صفات و ذات از براى طوايف عباد بحسب كمال علم و معرفت و نور ايمان ، مختلف است ؛ بعضى در معراج صلاة بر معارج و مدارج توحيدات اربعه عروج مىنمايند و به كمال قرب حقّ تعالى فايز مىگردند ، و
--> ( 17 ) - موجودى جز خداى تعالى نيست : اين جمله چنانچه در متن اشارتى بدان رفت در آخرين مرحلهء توحيد كه توحيد ذاتى است براى سالك موحّد تحقّق مىيابد ؛ مباد آنكه از صورت ظاهر اين عبارت چنان پنداشته شود كه مگر - نعوذ باللّه - هر موجود و مخلوقى خداست ! و بايد يقين داشت كه هرگز براى هيچ موحّد كامل التّوحيد چنين توهّمى صورت نمىپذيرد ؛ بلكه اين جمله حكايت از فناى سالك در عالىترين درجهء توحيد كه توحيد ذاتى است مىنمايد . گفتيم فنا ، و اين فنا به بيان سادهتر عبارت از محو شدن پندار وجود است براى غير حقّ از پيش ديده و بينش سالك ؛ چنانچه « شيخ سعدى » اشاره به اين مرتبهء عالى در توحيد نموده كه فرموده است : رسد آدمى به جائى كه بجز خدا نبيند * بنگر كه تا چه حدّ است مكان آدميّت خلاصه آنكه : مراتب كمال در سلوك راه حقّ ، مطلقا تحقّقى است و به گفتن راست نمىآيد ؛ و آنچه گفته مىشود براى دفع توهّم اهل اعتراض است ، تا به كاملترين درجات توحيد شرك نگويند ؛ و موحّدان حقيقى را كه برگزيدگان امّتاند مشرك نپندارند . ( 18 ) - خداى تعالى از توصيف اهل توصيف بسى بلندپايهتر و بزرگتر است .