ابو القاسم راز شيرازى

323

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

بعضى را عروج به توحيد صفات است ، و بعضى را به توحيد افعال ، و بعضى را به توحيد آثار ، و بعضى را فهم معانى اين الفاظ است بدون ادراك حقايق آنها ، و بعضى را ذكر الفاظ است بدون فهم معانى ؛ چنان‌كه حضرت رسول ( ص ) فرمود : دو مرد داخل مىشوند مسجد را و نماز مىگزارند و برمىگردند ، وزن كرده مىشود نماز يكى از آنها مثل كوه « احد » ، و ديگرى مثل پر پشه ، فعلىهذا : « كلّ ميسّر لما خلق له » « 19 » . و امّا سبب تعظيم حقّ تعالى - ظاهرا و باطنا - معرفت عظمت و جلالت پروردگار است ، و معرفت حقارت و مذلّت و عجز و عبوديّت خود كه : « انا عبد ذليل خاضع فقير بائس مسكين مستكين مستجير لا املك لنفسي نفعا و لا ضرّا و لا حيوة و لا موتا و لا نشورا » « 20 » . و اين دو معرفت ، مورث مىشود تعظيم پروردگار و انكسار « 21 » و خضوع و خشوع خود را ؛ اينست سبب تعظيم . امّا اهل محبّت و معرفت ، به بصيرت روحانى ، مشاهده مىنمايند نور عظمت حقّ تعالى را ؛ چنان‌كه حضرت امام ( ص ) مىفرمايد كه معاينه كن به سرّت عظمت حقّ تعالى را و ايستادن در حضور او را در روزى كه پنهانىهاى نفس آشكارا مىشود ، و با نشر اعمال نيك و بد مراجعت مىكند عبد آبق « 22 » عاصى به مولاى حقيقى خود . و مىفرمايد : واقف شو و بايست در حضور حقّ تعالى بر قدم خوف و رجاء ؛ زيرا كه عبد هرگاه عارف شد به قدرت كامله و سطوت و نفاذ امر و استغناى حقّ تعالى را از وجود كائنات و اعمال ايشان ، كه هرگاه هلاك كند اوّلين و آخرين را قصورى در مملكت او راه نخواهد يافت ، و پروا و باك ندارد

--> ( 19 ) - هركس براى كارى كه آفريده شده ، آن كار بر او آسان است . ( 20 ) - من بنده‌اى خوار و سرافكنده و بينوا و گرفتار درماندگيها و نيازمند و پناهنده‌ام كه بر جان خود نيروى جلب سود و دفع زيان و زندگانى و مرگ و انگيخته شدن در روز بازپسين را ندارم . ( 21 ) - شكستگى ( 22 ) - گريز پا ؛ فرارى