ابو القاسم راز شيرازى
311
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
« سعد » او را حضرت علىّ بن ابى طالب است عليه السّلام . زيرا كه اين عرش با اين عظمت ، مظهر يك صفت رحمانيّت است ، و حضرت انسان كامل كه خليفة اللّه است مظهر جميع صفات كماليّه است . از بزرگى منقول است كه در نماز ايستاده بودم ، اوّل قدم كه برداشتم به عرش رسيدم ، عرش را ديدم دهنآلوده و شكم تهى ، گفتم : اى عرش ! رحمان را به تو نشان مىدهند كه : الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ، بگو تا خود از حقّ تعالى چه نشان دارى ؟ عرش گفت كه ما را نيز به دل تو نشان مىدهند كه : « انا عند المنكسرة قلوبهم لاجلي » « 44 » ، سبحان اللّه ! عرشيان از فرشيان جويند و فرشيان از عرشيان طلبند . بارى بشناس عظمت و وسعت مملكت و بارگاه سلطان عظيم الشّأن معبود حقيقى را و قدر و رتبهء عبادت و بندگى ، و حضور بر بساط خدمت او را . و وقتى كه داخل معبد و مسجد و صومعهء خود مىشوى ، يادآور صوامع سماوات را كه كرياسهاى بارگاه اويند ، و عظمت بارگاه معبود حقيقى را كه عرش رحمان است با كثرت ملائكه كه از حدّ و حصر بيرونند به خاطر آور ، حقارت و عجز و مذلّت عبوديّت خود را تصوّر كن ، كه اعمال ترا چه قدر و قابليّت است در چنين بارگاه رفيع عظيمى ، و ترا چه عظم و مرتبه است در جنب اين خدم و حشم كبيرهء كثيره ؟ پس لايق آنست كه بگذارى قدم فقر و نياز و عجز از عبوديّت را در مساجد و صوامع الهى تا آنكه بسبب سوء حرمت ، از فيض
--> سعد بن معاذ ؛ يعنى كه عرش پروردگار از عظمت مرگ « سعد بن معاذ » به لرزه درآمد . وفات « سعد » چنانچه ياد شد در جنگ خندق به سال پنجم هجرت اتّفاق افتاد . ( 44 ) - من ( كه خداى قادر متعالم ) در كنار دلهاى شكستهام آن دلهاى شكستهاى كه براى من شكسته است .