ابو القاسم راز شيرازى

312

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

عبادت محروم نگردى ؛ لهذا حضرت امام عليه السّلام مىفرمايد : هرگاه رسيدى بر در مسجد كه بساط خدمت حقّ تعالى است و يكى از صوامع ارض اوست ، پس بدان كه قصد كرده‌اى سلطان عظيم الشّأن مالك الرّقابى را كه قدم نمىگذارند بر بساط قرب او مگر مطهّرون « 45 » از ارجاس و انجاس ظاهرى و باطنى ، و اذن نمىيابند به مجالست او مگر صدّيقون « 46 » صافى فطرت صافى ضمير صافى قلب . و كسى كه خواهد قدم بگذارد بر بساط خدمت ملك ، البتّه فرومىگيرد هيبت و سطوت ملك ، او را ، پس اگر غافل گردى خطر تو عظيم است ؛ زيرا مىدانى كه اين سلطان حقيقى ، قادر است بر آنچه بخواهد از عدل و فضل با تو . پس اگر عطوفت و مهربانى فرمود بفضل و رحمت خود با تو ، قبول مىفرمايد از تو قليل طاعت ترا ، و عطا مىكند ترا به ازاى آن طاعت قليل ، جزاء و ثواب كثير . و اگر مطالبه كرد بسبب استحقاق داشتن او صدق و اخلاص را در حالى كه عدل كند به تو ، محجوب مىسازد تو را ، و برمىگرداند طاعت تو را بر تو و اگرچه بسيار باشد ، و اوست فاعل آنچه خواهد . پس اعتراف كن به عجز و تقصير و فقر خود در پيش حقّ تعالى ؛ زيرا كه تو رو آورده‌اى از براى عبادت او و انس با حضرت او ، و عبادت واقعى نيست مگر به اظهار عجز و فقر و تقصير .

--> ( 45 ) - پاك‌شدگان ( 46 ) - راستگويان : امّا در اصطلاح اهل معرفت به دلالت قرآن « صدّيق » تنها به كسى كه صدق گفتار داشته باشد اطلاق نمىشود بلكه صدق لهجه انعكاسى از صفت عظيم المنزلهء صدّيقيّت است . خلاصه آنكه « صدّيقيّت » وصفى است كلّى كه سالك پس از عبور از مقاماتى چند و از آن جمله مقام « اخلاص » به آن متحقّق مىگردد و در شمار « مخلصين » يعنى خالص‌شدگان از ما سواى حق كه اولياء كاملين‌اند درمىآيد چنانچه آيهء شريفهء قرآن به اين حقيقت كه منزلت والاى صدّيقين حتّى از شهدا نيز برتر است شاهد و گواه است چنانچه در آيهء 69 از سورهء 4 مىنگريم كه حقّ تعالى درجه و منزلت ايشان را بلافاصله پس از انبيا ذكر فرموده است ؛ اينك آيه : . . . فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ . . .