ابو القاسم راز شيرازى
251
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
وِزْرَ أُخْرى « 14 » . و حذر و احتراز كن از آنچه فانى بسازى عمرت را از براى عمل غير خودت ، و تجارت كنى به سرمايهء عمر گرانمايهء خود از براى غير خود ، و هلاك كنى خود را و نفست را ؛ زيرا كه در اشتغال به عمل ديگران فوت وقت است و فوت وقت اشدّ است از فوت روح ؛ و به فوت روح وصال حقّ تعالى است ، و به فوت وقت حرمان از حقّ است . پس به درستى كه فراموش كردن گناهان خود ، شديدترين عقوبات خداوند است در دنيا ؛ زيرا كه چه عقوبت است بالاتر از گناهى كه محجوب كند بنده را از رحمت پروردگار در دنيا ، و بدترين و وافرترين اسباب عقوبت است در آخرت ؛ زيرا كه اگر معاصى به قدر كف درياها و رمل صحراها و نجوم سماوات باشد به يك ندامت و پشيمانى قلبى و انابه و بازگشت و حسرت حرمان از طاعت خداوند ، در يك ساعت « هباء منثورا » « 15 » مىشود ، اگر توبه و بازگشت نكرد و فراموش كرد ذنوب خود را ، همان ذنوب ، بذر عذابها و عقابهاى كثيرهء آخرت خواهد شد . پس نسيان ذنوب نيز باعث وفور اسباب عقوبات آخرت است . و مادام كه عبد ، مشغول باشد به اطاعت پروردگار و شناسايى معايب نفس خود و ترك كردن آنچه باعث فساد در دين است پس او معزول است از آفات ، و « 16 » غوصكننده است در بحر رحمت پروردگار ؛ زيرا كه انوار طاعات از بحر رحمت پروردگار است « 17 » ، و باعث بر
--> ( 14 ) - و هيچكس بار گناه دگرى را نكشد : سورهء 35 قسمتى از آيهء 18 ( 15 ) - غبار پراكنده يعنى نابود ؛ اين دو كلمه عينا مأخوذ از آيهء 23 از سورهء 25 قرآن كريم است . ( 16 ) - فرو رفتن ( 17 ) - در حاشيهء اين قسمت از مطلب متن اين سه بيت از يكى از غزلهاى « شيخ سعدى » از بخش طيّبات نقل شده بود : گر مِى بجان دهندت بستان كه پيش دانا * زابِ حيات خوشتر خاك شرابخانه عقلم بدزد لَختى چند اختيار دانش * هوشم ببَر زمانى تا كى غم زمانه گر سنگِ فتنه بارَد فرق مَنَش سپر كن * ور تيرِ طعنه آيد جان مَنَش نشانه