ابو القاسم راز شيرازى

247

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

و شكوك حاصل آمد ، مورث مىشود تقواى قلب را و آن مورث مىشود تقواى روحانى را ، و همچنين تا به اعلى درجهء تقوى فايز مىگردد و جميع عورات ظاهريّه و باطنيّه به انوار تقوى مستور مىشود و تهيّؤ صلاة كامل دست مىدهد . اينست كه چون نور تقوى عامّ است جميع مراتب ظاهر و باطن انسانى را ، لهذا لباس تقوى بهتر از لباس جسمانى است . و فهم اين مطلب حاصل نيايد مگر به كشف قلبى ؛ زيرا كه مؤمن مكاشف ، گاهى كه خلل در تقواى بدنى او بهم رسيده ، باطنا خود را مكشوف العورة يافته ، و گاهى كه تقواى ظاهرى و باطنى او قوّت يافته ، باطنا خود را به انواع لباس فاخر ملبّس يافته . و حلّه‌هاى بهشتى ، صور انوار تقوى است بحسب مراتب آن از شرافت و نظافت آنها ؛ چنان‌كه در تعريف حلّه‌هاى بهشتيه در شريعت وارد است كه از كمال نزاكت و لطافت از زير هفتاد حلّه مغز استخوان حوريان آشكار است . بعد از زلّت و لغزش آدم ( ع ) حلّه‌هاى بهشتى از او ساقط شد و عورات آدم ظاهر شد و خود را به برگهاى درخت پوشانيد « 3 » ؛ و اين دليل بر صحّت كشف مكاشفين است كه هر وقت انوار تقوى از عبد مؤمن دور شود عورات باطنى آن مكشوف و جلوه‌گر مىشود . پس حلّه‌هاى بهشتى كه لباس‌هاى مؤمنان است نيست مگر انوار تقواى ظاهرى و باطنى در انسان .

--> ( 3 ) - در حاشيهء اين فصل اين ابيات از « شيخ عطّار » قدّس اللّه سرّه نقل شده است : آن يكى مىگفت در وقت نماز * كاى خدا رحمت كن و كارم بساز اين سخن ديوانه‌اى بشنود از او * گفت رحمت مىنيوشى زود از او تو ز ناز خود نگنجى در جهان * وز تكبّر مىخرامى هر زمان منظرى سر بر فلك افراشته * چارديوارش به زر بنگاشته ده غلام و ده كنيزك كرده راست * رحمت اينجا كى بود برگوى راست گر چو من يك گرده قسمت دارئى * وانگهى تو جاىِ رحمت دارئى تا نگردانى ز ملك و مال روى * ذرّه‌اى ننمايدت آن حال روى