ابو القاسم راز شيرازى
246
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
به انواع لباس نباتيّه و قطنيّه كه دافع حرارت است محروس داشته ، و مواضع عورات او را كه مدافع فضلات بدن است و ظهورش باعث عدم وقر انسان و عدم امتياز از حيوان است به اين لباسها مستور فرموده . و ادب مقتضى آنست كه در سلام عامّ سلطانى و حضور سلطان جليل عظيم الشّأن ، در نماز نيز عورات انسان را كه محلّ وقاحت و شناعت است مستور دارند ؛ اينست كه از مقدّمات صلاة ، ستر عورتين را قرار داد فرموده ؛ چنانكه در حضور سلاطين ظاهر هرگاه بىلباس روند از مجانين محسوب خواهند شد ، بلكه علاوه بر همهء لباسها ، در حضور سلاطين ، رداء ادب را به دوش گرفته حاضر مىشوند . همچنين به جهت حفظ عورات باطن انسان بحسب جميع مراتب باطنى ، لباس معيّن فرموده ؛ زيرا كه ظاهر انسان و عورات بدنيّهء او كه هرگز نظرگاه حقّ تعالى نيست كه : انّ اللّه لا ينظر الى صوركم و اعمالكم و لكن ينظر الى قلوبكم ، سترش هرگاه در سلام عامّ الهى لازم آمد از بابت ادب ، ستر عورات و معايب باطنيّه كه محلّ نظرگاه حقّ تعالى است به طريق اولى واجب و لازم است ؛ چنانكه مىفرمايد : وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ . و تقوى را مراتب چند است ؛ اوّل : تقواى بدنى از محرّمات و معاصى ، دوم : تقواى نفسانى از رذايل صفات ذميمه ، سيم : تقواى عقلى از فضلات شبه و شكوك وهميّهء باطليّه ، چهارم : تقواى قلبى از تعلّقات به امور خسيسهء بدنيّهء دنيويّه ، پنجم : تقواى روحانى از محبّت به ما سوى اللّه ، ششم : تقواى سرّى از مشاهدهء ما سوى اللّه . پس هرگاه انسان به جهت تطهير بدن از اخباث معاصى و احداث محرّمات تقوى ورزيد ، نور تقوى متوجّه نفس او خواهد شد . و هرگاه تقواى نفسانى از خبائث و رذائل نفسانى حاصل نمود و ضبط آن را به جدّ و اجتهاد كامل كرد ، نور تقوى متوجّه عقل او مىشود . و هرگاه تقواى عقلى از شبه