ابو القاسم راز شيرازى
238
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
پس بدان كه شكر را سه مرتبه است ؛ اوّل : علم به نعمت است و معرفت و شناختن نعمت را از منعم حقيقى . پس اين علم ، مورث و باعث مىشود حالت شكر را كه فرح و ابتهاج است به انعام منعم جليل كبير عظيم الشّأن مر عبد فقير حقير صغير را ؛ زيرا كه انعام كردن پروردگار عبد را دليل است بر ذكر و التفات او نسبت به عبد ، و التفاتش باعث افتخار و فرح است ؛ و سرور از التفات منعم است نه از نعمت او . و پس از حصول اين حالت ، عمل كردن به شكر است در هر مرتبه از مراتب به قدر آن مرتبه . و شكر را مراتب است ؛ اوّل : مدح و ثنا كردن حقّ تعالى است به زبان ، و عمل به طاعات او به جوارح و اركان ، دوم : شناختن نعمت است از منعم حقيقى ، سيم : رؤيت منّت و فضل اوست در اعطاء نعمت و توفيق يافتن بر شكر او ، چهارم : شكر بر نعمت ظهور قصد و عزم و ارادهء پروردگار است در قلب در حالت فقر و غنى ؛ پرسيدند از بزرگى كه دو نعمت « مجهولة القدر » « 75 » صحّت و امان را ثالثى هست ؟ گفت : ثالث آنها فقر است كه هم مجهول است و هم مكفور « 76 » ؛ زيرا كه بر آن دو نعمت اوّل بعضى شكر گويند ، و فقر نعمتى است كه مجهول است و كفران كنند او را غير اهل اللّه ، و شكر گويند آن را اهل اللّه . پنجم : تسويهء « 77 » مرغوبات و مكروهات است در شكر حقّ تعالى ؛ زيرا كه حقّ تعالى را در سرّاء ، نعمت افضال است ، و در ضرّاء ، نعمت تمحيص « 78 » ذنوب است كه هر دو از محبوب است : عاشم بر لطف و بر قهرش به جِدّ * اى عجب من عاشق اين هر دو ضدّ
--> ( 75 ) - ارزش ناشناخته ( 76 ) - پوشيده ( 77 ) - مساوى كردن ؛ همچند كردن ( 78 ) - محو كردن و زائل نمودن