ابو القاسم راز شيرازى

239

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ششم : آنست كه مشاهده نكند در نعمت مگر منعم را : و لا هممت لشرب الماء من عطش * الّا و انت خيال من فى الكأس » « 79 » عاشقانش گرچه خود آبى خورند * در درون آب ، حقّ را ناظرند و شكر را مراتب ديگر است كه اين شرح گنجائى آن را ندارد . و پس از تمهيد اين مقدّمات ، حضرت امام ( ع ) مىفرمايد : در هر نفس از انفاس تو شكرى لازم است مر تو را ، بلكه هزار شكر يا بيشتر ؛ زيرا كه آن يك نفس نعمتى است كه بر آن شكر لازم است و اين شكر نيز نعمتى است كه شكر ديگر بر او لازم است و همچنين مىرود « الى غير النّهاية » « 80 » ، و در صورتى كه عبد از عهدهء شكر نعمت يك نفس نتواند برآيد پس شكر واقعى ، عجز از شكر است : گر كسى شكر او فزون گويد * شكر توفيقِ شكر چون گويد ؟ * « نَفَس مىنيارم زد از شكر دوست * كه شكرى ندارم كه در خوردِ اوست عطائى است هر موى او بر تنم * چگونه به هر موى ، شكرى كنم ؟ » « 81 » و مىفرمايد : ادنى مرتبهء شكر ، ديدن نعمت است از حقّ تعالى بدون علّت و سببى كه قلب ، متعلّق به آنها باشد ؛ يعنى نعمت را از حقّ به محض عنايت بىعلّت او دانى ، نه استحقاق خود را در نعمت بينى و نه عطاى حقّ به تمنّاى عوض گرفتن طاعت دانى ؛ زيرا كه به كفّار هم نعمت عطا فرموده با عدم طاعت كردن آنها . و

--> ( 79 ) - از تشنگى قصد نوشيدن آب نكردم مگر آنكه تو تصوير آن كسى ، كه در جام مىبينم : يعنى تو چنان در جان من مأوا گرفته‌اى كه بهنگام نوشيدن آب تصوير تو را بجاى خويش در آئينهء جام مىنگرم . ( 80 ) - تا بىنهايت ( 81 ) - اين دو بيت از « بوستان » شيخ اجلّ « سعدى » است قدّس سرّه