ابو القاسم راز شيرازى

219

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

در حقّ ايشان كه چه مىشود آنها را كه با فقر و عسرت گمان مىكنند كه به آنها نعمت عظيمهء دين عنايت شده و به ما نشده ؟ و استهزاء كردند و استكبار نمودند بر آنها و گفتند : أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا « 28 » ، پس خداوند جلّ مجده جواب فرمود آنها را : أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ ؛ يعنى خداوند بزرگ

--> - گرفته است . در « اسد الغابة فى معرفة الصّحابة » تأليف « عزّ الدّين ابى الحسن علىّ بن محمّد بن عبد الكريم جزرى » معروف به « ابن اثير » متوفّى به سال 630 هجرى در كيفيّت شكنجهء « بلال » مطالبى آمده كه ترجمهء برخى از آن آورده مىشود ؛ « ابن اثير » گويد : « . . « ابو جهل » « بلال » را به پشت روى زمين در برق آفتاب سوزان مىخوابانيد و سنگ آسيائى بر روى او مىگذاشت تا حرارت آفتاب او را بسوزاند و به او مىگفت : اكفر بربّ محمّد ( ص ) به پروردگار محمّد كافر شو و او مىگفت : احدا احدا . . » . « مولانا » داستان شكنجهء « بلال » را در « مثنوى » بتفصيل نقل فرموده كه چند بيتى از آن آورده مىشود : تن فداى خار مىكرد آن بِلال * خواجه‌اش مىزد براى گوشمال كه چرا تو ياد احمد مىكنى ؟ * بنده‌اى بَد منكرِ دينِ منى مىزد اندر آفتابش او بخار * او « احَدْ » مىگفت بهر افتخار تا آنگاه كه « ابو بكر » بر او گذشت و چون آن حال را ديد از او خواست كه تقيّه را پيشه سازد ظاهرا توبه كند و با كافران هم داستان باشد تا از شكنجهء ايشان برهد ، امّا شور ايمان و عشق به اسلام و پيامبر اسلام پيوسته زمام اختيار از كفش مىربود و توبه را مىشكست : توبه كردن زين نمط بسيار شد * عاقبت از توبه او بيزار شد فاش كرد اسپرد جان را در بلا * كاى محمّد ( ص ) اى عدوى توبه‌ها اى تن من وى رگ من پُر ز تو * توبه را گنجا كجا باشد درو توبه را زين پس ز دل بيرون كنم * از حياتِ خُلد توبه چون كنم ؟ عشق ، قهّار است و من مقهور عشق * چون قمر روشن شدم از نور عشق گر هِلالم ور بِلالم مىدوم * مقتدي بر آفتابت مىشوم بعد از داستان « سقيفه » ، پس از برخوردى خشونت‌آميز كه « بلال » را با « عمر » روى داد ناچار به ترك « مدينه » و هجرت به « شام » گرديد و در همان ديار به سال 20 هجرى در سن 60 سالگى بدرود حيات گفت . ( 28 ) - آيا از ميانهء ما همه ، خدا بر اين ( مسكينان بىچيز ) به برترى در اسلام منّت نهاد : سورهء 6 قسمتى از آيهء 53