ابو القاسم راز شيرازى

220

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

كريم ، قدر نعمت خود را مىداند و عطا مىكند آن را به كسى كه قدر آن را بداند و اهل آن باشد و شكر كند آن را . و كسى قدر حقيقت نعمت دين كه معرفت و محبّت و فقر است مىداند كه به جان و دل اقبال نمايد به آن و انديشه از ملامت و استهزاء نكند و پروا از تحمّل زحمت‌ها و مشقّت‌هاى آن ننمايد و هميشه ثابت قدم و معتكف بر باب محبوب حقيقى باشد و شكر اين نعمت را به بذل و جهد و وفاى به طاعات الهيّه نمايد . و چون‌كه به حسب علم سابق الهى ، معلوم پروردگار بود كه اين فقرا و انصار ، عارف به قدر نعمت دين هستند و محبّت و معرفت و فقر را به جان ، طالب و مشتاق‌اند و وفاى به شكر آن مىنمايند ، پس ايشان سزاوار اين نعمت‌اند نه صاحبان غنى و ثروت و جاه و عزّت و حشمت و نسب و حسب كه گمان مىكنند كه تمام نعمت الهى منحصر است در دنيا و اموال آن و حسب ظاهر و علوّ نسب ؛ لهذا معرفت دين مبين الهى را ندارند و افتخار به دنيا و رياست و بزرگى و علوّ نسب و عظمت خود كنند . دليل بر عدم قابليّت اين طايفهء جهول ، حقير شمردن اهل دين است به ملاحظهء فقر و عسرت آنها و عدم اعتناء به آنها ، و اين نيست مگر استحقار « 29 » دين الهى ؛ چنان‌كه در قبول ظاهر دين ، منّت بر خدا و رسول مىگذاشتند ، در حقّ آنها وارد است : قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ « 30 » . و فقراء و اهل محبّت و معرفت ، علاوه بر قبول ظاهر و باطن دين ، به جان و دل ، منّت پروردگار را دارند و شكرگزارند ، و بذل مىكنند در

--> ( 29 ) - خوار و بىمقدار شمردن ( 30 ) - چون اين آيه در چند جاى متن هرجا بمناسبت مطلب قسمتى از آن آورده شده لذا همهء آيه نقل مىشود تا نيازى به تعدّد ترجمه پيش نيايد اينك همه آيه : يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ؛ يعنى بر تو ( اى پيامبر ) منّت مىنهند كه اسلام آورده‌اند ! ( به اينان ) بگو اسلام آوردن خويش را بر من منّت منهيد بلكه اين خداست كه بخاطر راهنمائى ( بطريق ) ايمان بر شما ( مردم ) منّت دارد ، اگر راست مىگوئيد : سورهء 49 آيهء 17