ابو القاسم راز شيرازى
181
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
ذكر حقّ تعالى ترا ، ديدن كرم و فضل سابق خداوند نسبت به تو ، و صغير و كوچك مىشود در نزد اين حال ، طاعت تو - و اگرچه كثير و بسيار باشد - در جنب منّتهاى خداوند بر تو ، و خالص مىگردد طاعت تو از براى وجه حقّ . و ديدن تو ذكر خودت را مورث و باعث مىشود ريا و عجب و كمفهمى را و سختى را در اخلاق تو ، و باعث مىشود بسيار شمردن طاعت را ، و فراموش كردن فضل و كرم حقّ تعالى را . و حاصل و زياد نمىكنى از ديدن ذكر خود نسبت به حقّ تعالى مگر بعديّت « 3 » ، و استجلاب نمىكنى و نمىكشى بديدن ذكر خود - در گذشتن ايّام - مگر وحشت را . و ذكر ، دو ذكر است ؛ ذكرى خالص به موافقت قلب ، و ذكرى صادق بنفى و ترك ذكر غير از پروردگار ؛ چنانكه فرمود حضرت رسول ( ص ) : نمىشمارم ثناى بر تو ، چنانكه تو ثنا و مدحت مىكنى بر نفس خود ؛ پس حضرت رسول اللّه نگردانيد از براى ذكر كردن خود مر حقّ تعالى را مقدار و رتبه ، در نزد علم داشتن او به حقيقت ذكر سابق حقّ تعالى او را پيش از ذكر خود ، مر حقّ تعالى را . پس غير حضرت رسول از امّت كسى كه در تحت مرتبهء اوست اولى آنست كه ذكر حقّ تعالى را بيند و ذكر خود را قدرى نگذارد . پس كسى كه اراده كند آنكه ذكر كند حقّ تعالى را ، پس بايد بداند آنكه مادامىكه حقّ تعالى ذكر نكرده باشد عبد را به توفيق دادن به او از براى ذكر خود ، قدرت ندارد عبد بر ذكر كردن حقّ جلّ و علا .
--> ( 3 ) - دورى