ابو القاسم راز شيرازى

مقدمهء شارح 5

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

به جواب كافى از حضرت عزّت ساكت شدند كه : قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ « 28 » . و تخمير طينت آدم را به دو دست لطف و قهر خود در چهل صباح فرمود كه : « خمرت طينة آدم بيدىّ أربعين صباحا » « 29 » ، و از روح امرى خود در قالب جسمى آدم دميد كه : وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي « 30 » ، و او را به تعليم علم جميع اسماء و صفات مفتخر و مباهى فرمود كه : وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها « 31 » ، و عجز ملائكه را از فهم خلقت آدم ، و دريافت حكمت بالغهء خود در تعليم نمودن آدم ظاهر ساخت كه : ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ « 32 » . و جلالت و قابليّت آدم را در علم اسماء به ملائكه نمود كه : قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ « 33 » . و امر فرمود ملائكهء سماوات و ارضين را به سجود او كه : وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ « 34 » فعلىهذا منزلت آدم كه زنده به حيات روح امرى الهى است و محلّى به علم اسماء كماليّه ، و مزيّن به مظهريّت صفات كليّهء الهيّه و مسجود ملائكه و محسود « 35 » ابليس است نسبت به عالم شهادت به‌منزلهء روح است نسبت

--> گماشت ، گفتند : بار پروردگارا آيا موجودى خواهى گماشت كه همى در زمين فساد كند و همى خون ريزد در حالتى كه ما فرشتگان تسبيح و تقديس توهمى كنيم ؟ فرمود : آنچه را كه من مىدانم شما نمىدانيد : سوره 2 آيه 30 ( 28 ) - هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان فرمود : من در زمين خليفه و نماينده خواهم . گماشت ، گفتند : بار پروردگارا آيا موجودى خواهى گماشت كه همى در زمين فساد كند و همى خون ريزد در حالتى كه ما فرشتگان تسبيح و تقديس توهمى كنيم ؟ فرمود : آنچه را كه من مىدانم شما نمىدانيد : سوره 2 آيه 30 ( 29 ) - گل آدم را من خود به دو دست ( لطف و قهر ) خويش به مدّت چهل روز سرشتم : حديث قدسى ( 30 ) - و از روح خويش در او دميدم : سورهء 15 قسمتى از آيهء 29 ( 31 ، 32 ، 33 ، 34 ) - آنگاه خداى تعالى به آدم حقايق اسماء را بياموخت سپس او را بر ملائكه عرضه داشت و فرمود : شما اى گروه فرشتگان از اين حقايق ( كه آدم را آموخته‌ايم ) اگر راستگوئيد باز گوئيد . گفتند بار پروردگارا تو از پندار ( ناصواب ) ما پاك و منزّهى اينك جز آنچه تو بما آموخته‌اى ما را هيچ دانشى نيست و هم توئى كه حكيم و دانائى . آنگاه به آدم فرمود هان اى آدم ايشان را بحقايق نامهايشان ( كه خاصيّت وجودى هريك از ايشان بر ان استوار است ) آگاه ساز و چون ايشان را بياگاهانيد و ( حقّ متعال ) به فرشتگان فرمود : آيا بشما ( فرشتگان ) نگفتم كه من به غيب آسمانها و زمين و آنچه را كه پنهان كنيد و يا آشكار سازيد داناترم ؟ . . و چون به فرشتگان فرمان داديم تا بر آدم سجده بريد همه به‌يك‌بار به سجده افتادند جز ابليس كه سر پيچيد و تكبّر ورزيد چه او از زمرهء كافران بود : سورهء 2 آيهء 31 تا 34 ( 35 ) - مورد رشك و حسد قرار گرفته