ابو القاسم راز شيرازى
مقدمهء شارح 6
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
به جسد كه اگر نه خلقت آدم را حقّ تعالى به حكمت بالغهء خود فرموده بود عالم صورت و كون ، جسمى بود بىجان ؛ زيرا كه مقصود از خلقت عالم كه معرفت ذات و صفات است كه : « و خلقت الخلق لكى اعرف » « 36 » حاصل نمىشود مگر به وجود آدم . پس بايجاد آدم خلقت عالم كمال و تماميّت يافت . و ملائكه چون نظر به صورت و جسم آدم كه از عناصر اربعه خلقت شده ، نمودند و دانستند كه عناصر را با يكديگر ضدّيّت و خلاف و فساد است ، و از نتيجه و سلالهء « 37 » آنها به جز فساد و « سفك دماء » « 38 » ظاهر نخواهد آمد ؛ اعتراض مذكور از ملائكه به سبب غفلت از حقيقت و باطن آدم ظاهر شد . خداوند حكيم عليم كه در جواب ايشان فرمود : إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ در تفسير اهل عصمت وارد است كه : ما لا تَعْلَمُونَ شريعتى است كه حقّ تعالى به حكمت بالغهء خود از براى ذريّهء آدم قرار فرموده كه هركس به دستور العمل آن شريعت بر منهاج سلوك الى اللّه حركت نمايد از دو صراط اعوجاج « 39 » افراط و تفريط بازايستد و بر صراط المستقيم اعتدال ثابت گردد و محفوظ از خطا و زلل و فساد بماند و به كمال مدارج روحانيّهء انسانيّه برسد . و چون حضرت قادر مختار انسان را صاحب مراتب عاليه و دانيه و باقيه و فانيه و باطنه و ظاهره گردانيده ؛ « كما قال : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ » « 40 » . اوّل مراتب انسانيّه بدن عنصرى اوست كه مخلوق از نطفهء ابوين « 41 » است كه : إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ « 42 » و نطفهء او را خداوند قادر در رحم در مراتب « سبعهء خلقيّه » « 43 »
--> ( 36 ) - اين حديث قدسى از آغاز چنين است : كنت كنزا مخفيّا فأحببت أن أعرف و خلقت الخلق لكى أعرف يعنى من گنجى پنهان بودم دوست داشتم شناخته شوم لذا خلق را آفريدم تا شناخته شوم . ( 37 ) - آنچه بيرون كشيده شود از چيزى ؛ خلاصه ؛ جوهر ( 38 ) - ريختن خونها . ( 39 ) - كجى ( 40 ) - چنانچه گفت : . . . همانا كه آدمى را به نيكوتر نظامى استوار آفريديم آنگاه او را به پستترين جايگاه فروفرستاديم : سوره 59 آيه 4 و 5 ( 41 ) - پدر و مادر ( 42 ) - همانا كه : ما آدمى را از نطفهء مخلوط و آميخته آفريديم : سورهء 76 آيهء 2 ( 43 ) - هفتگانهء آفرينش