ابو القاسم راز شيرازى

162

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

مستحبّات اصل اعمالند . پس كسى كه رسيد به اين دو و ادا كردن اين دو عمل را به طريقى كه سزاوار است ، پس به تحقيق رسيده است تمام عبادات را . پس به درستى كه بهترين عبادات ، نزديكترين عبادات است به امن ، و خالص‌ترين عبادات است از آفات ، و دايم‌ترين عبادات است اگرچه قليل باشد . و اگر سالم شد از براى تو عبادت واجب و مستحبّ تو ، پس تو توئى . و حذر كن آنكه پا بگذارى بر بساط سلطان مالك خودت الّا بطور مذلّت و فقر و خوف و تعظيم حقّ جلّ و علا . و خالص گردان حركت‌هاى خودت را از ريا ، و باطن و سرّت را از قساوت و سختى . پس به درستى كه حضرت نبى ( ص ) فرموده است كه نمازكننده مناجات مىكند با پروردگار ، پس حيا كن از كسى كه مطّلع است بر سرّ و باطن تو ، عالم است به نجواى تو و آهسته‌گوئى تو ، و به آنچه مخفى است در ضمير تو . و باش به مكانى كه مىبيند ترا حقّ تعالى در آنچه اراده كرده است از تو و خوانده است ترا به سوى او . و بودند عبادت‌كنندگان پيش از اين ، كه ثابت بودند در اشتغال ، از وقت نماز واجب تا وقت نماز ديگر در اصلاح كردن دو نماز واجب - تماما - به اخلاص تا آنكه بجا مىآوردند دو واجب را بالتّمام . و مىبينم اهل اين زمان را كه مشغول مىشوند از براى زيادت‌ها از غير واجبات . و چگونه باشد بدن بدون روح ، و جسم بىجان ؟ فرمود علىّ بن الحسين ( ص ) : عجب دارم از طلب‌كنندهء فضيلت و زيادتى ، كه ترك كند واجب را . و نيست ترك واجبات مگر به سبب محروم بودن از معرفت امركننده و تعظيم او و ترك ديدن منّت‌هاى او به آنكه اهليّت داده است عباد را از براى امر خود ، و برگزيده است ايشان را از براى امر .