ابو القاسم راز شيرازى
75
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
« أ تزعم انّك جرم صغير * و فيك انطوى العالم الاكبر » « 252 » و مطلب سيم آنست كه عين حياتى كه خضر ( ع ) از او نوشيد و فرورفت در او و زندهء جاويد ماند ؛ چشمهسار حيوان ولايت علويّه عليه السّلام است ؛ زيرا كه جابر در عالم اوّل كه ملكوت قلب علوى عليه السّلام است بر عين حيات واقف شد و حضرت از آن چشمه نوشيدند و جابر هم نوشيد . اگر كسى گويد كه چرا خوردن آب حيات باعث زندگانى دنياوى از براى خضر عليه السّلام شد و از براى جابر نشد ؟ گوئيم كه از براى خضر ارتماس و غسل در آن چشمه دست داد و از براى جابر منحصر بود به آشاميدن . پس باعث رسيدن به عين حيوان ، تمسّك جستن به ولايت علويّه عليه السّلام است كه حقيقتش عين حيات است : « هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما » « 253 » امّا رسيدن به عين حيات ولايت ممكن نيست مگر به عبور كردن از ظلمات طبيعى نفسانى چنانكه از اين حديث و حكايت خضر ( ع ) مستفاد مىشود . و خلع كردن حضرت ، لباس را قبل از وصول به عين حيات و پوشيدن لباس جديد دليل است بر آنكه مادام كه خلع لباس بشريّت كه جسم و بدن عنصرى است حاصل نيايد دخول در عالم قلب حاصل نمىشود . و چون جابر از اكابر صحابه و انصار حضرت رسول ( ص ) بود و خدمت پنج نفر از ائمّه را دريافته تا به حضرت باقر ( ص ) رسيده رحمت قلبى آن حضرت شامل احوال او شد و او را از چشمهء
--> ( 252 ) - تو همىپندارى كه موجودى خرد و ناچيزى ؟ ! در حالتى كه در درون تو جهانى فراختر نهفته است . ( 253 ) - اين بيت از « حافظ » است .