ابو القاسم راز شيرازى

74

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

گياهها و درختها و مسكن‌ها و اهل آن عالم ، پس بيرون آمديم به سوى عالم سيم مثل عالم اوّل و دوم تا آنكه وارد شديم پنج عالم را . گفت جابر : پس فرمودند حضرت امام عليه السّلام كه اين ملكوت و باطن ارض است ؛ نديد آن را ابراهيم عليه السّلام « 250 » ، و به درستى كه ديد حضرت ابراهيم ملكوت و باطن سماوات را . و ملكوت ارض را دوازده عالم است ؛ هر عالمى از آن بر هيئتى است كه تو ديدى . هر زمان كه مىگذرد امامى از ما و وفات مىكند ، سلوك [ سكونت ] مىكند يك عالم از اين عالم‌هاى دوازده‌گانه را تا آنكه هست آخر ائمّه حضرت قائم عليه السّلام و قيام مىكند در اين عالم كه ما ساكنيم در او . پس فرمود : برهم گذار چشمت را پس برهم گذاردم ، پس گرفت آن حضرت دست مرا ، ناگاه بوديم در بيت اوّل كه بيرون آمده بوديم از آن ، پس بيرون آورد آن حضرت اين لباس را و پوشيد لباس اوّل را كه در بر داشت و عود كرديم به سوى مجلس اوّل . پس عرض كردم فداى تو شوم چه قدر گذشته است از روز ؟ فرمود : سه ساعت . و بدان به تحقيق كه معلوم مىشود از اين حديث شريف ، مطالب شريفهء غامضه ؛ اوّل آنكه عالم ملكوت بر دو قسم است : ملكوت سماوى و ملكوت ارضى ، و ثانى به معنى برزخ است و مثال لاحق كه رجوع هريك از ائمّه ( ص ) بعد از وفات به ملكوت خود است ، و دوم آنكه انسان كامل كه تكميل ظاهر و باطن خود را كرده ملكوت قلبش عالمى است وسيع الفسحه مشتمل بر عرش و سماوات و ارض و موجودات سماويّه و ارضيّه ، كما قال امير المؤمنين عليه السّلام » « 251 » :

--> ( 250 ) - ظاهرا مقصود حضرت آنست كه حضرت ابراهيم ( ع ) ملكوت و باطن زمين را بتفصيل نديد و شايد هم كلمهء « تفصيلا » از دنباله جمله از متن حديث افتاده باشد و اللّه اعلم . ( 251 ) - چنانچه امير مؤمنان على عليه السّلام فرمود .