ادهم عزلتى خلخالى

25

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى )

و ديگر پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، را در مباهله احتياج به وجود شريف او شد نه به ديگرى . و ديگر وى معصوم بود و هيچ‌يك از جماعتى كه ديگران مدّعى امامت ايشانند به اجماع معصوم نباشند . و ديگر از همهء اصحاب فاضل‌تر بود ، زيرا كه در جميع وقايع و مشكلات به وى رجوع مىگرديد و وى به هيچ‌كس در هيچ قضيّه‌اى رجوع نكرد . و ديگر رسول ، صلى اللّه عليه و آله و سلّم ، در حق وى گفت كه : « على داناترين شما است » . و بعد از وى هم تمام علما و فضلا در حجج و بينات به وى مستند مىشوند . و مشايخ صوفيّه و اكابر محققين در طريق خود به وى مستمسك و معتصم‌اند . و ديگر نفرت و زهد وى از مال و جاه دنيا بيشتر از همهء زاهدان بود . چنان كه گفت : « عجوزهء دنيا من تو را سه طلاق دادم تا ديگر رجوع من به تو هرگز روا نبود » . و گفت : « دنيا و آخرت را چون مشرق و مغرب يافتم كه هرچند به يكى از آن نزديك‌تر گردى از آن ديگرى دور تر شوى » . و گفت : « دنياى شما در نظر من خوارتر است از برگ گياهى كه در دهن ملخى باشد كه آن را قايم دارد ، و چه شده است على را كه ميل كند به نعمت فانى و لذّت غير باقى » . و گفت : « و اللّه ، هرآينه دنياى شما اينكه مىبينيد و مىخواهيد خوارتر است در چشم من از پاچه خوكى كه در دست پيسى باشد » . و گفت : « نعمت و دولت دنيا به مارى ماند كه نرم و اندرون پرزهر بود » . و زهى احمق بىحميّت كه گرد وى بگردد . و از اين است كه هركس محبّ و پيرو وى است البته از متاع دنيا متنفر و مستوحش مىباشد و هركه به خلاف اين بود مخالف وى بود . و ديگر جهادى كه وى كرد در اسلام و قوّتى كه وى داد دين را تا به حدّى كه نفس نفيس خود را فداى رسول كرد و در جاى وى خوابيد ، و آن غير از وى از هيچ‌كس نيامد . و ديگر عابدترين مردمان بود ، چنان كه گاهى مىشد كه شبى هزار ركعت نماز كردى ، و پيشانى مباركش از كثرت سجود چون زانوى شتر مىنمودى . و ديگر معجزه‌ها بر دست او ظاهر شد : مثل كندن در خيبر كه هفتاد كس از زورمندان آن را به جاى خود نتوانستند برد . و ديگر در راه بنى مصطلق محار به كرد با جنّيان كه