ادهم عزلتى خلخالى
26
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى )
قصد آزار رسول داشتند و بسيارى از ايشان را بكشت . و ديگر در سر منبر مسجد كوفه اژدهايى را كه از حاكمان جنّيان بود در ميان جمع كثيرى در مسألهاى كه بر او مشكل شده بود آن حلّال مشكلات جواب نيكو داد و راهى ساخت . و ديگر آفتاب را بعد از غروب به وقت عصر برگردانيد . و به غير از اين مذكورات دلايل بسيار است . پس بايد كه امام انام و جانشين رسول عليهما السلام و رهنماى خواص و عوام وى بود ، و بعد از او فرزند سعادتمندش امام حسن عليه السلام ، و بعد از آن فرزند ارجمندش امام حسين ( ع ) ، و بعد از او پسر او امام زين العابدين ( ع ) ، و بعد از او پسر او امام محمّد باقر ( ع ) ، و بعد از او پسر او امام جعفر صادق ( ع ) ، و بعد از او پسر او امام موسى كاظم ( ع ) ، و بعد از او پسر او امام على ابن موسى الرّضا ( ع ) ، و بعد از او پسر او امام محمد تقى ( ع ) ، و بعد از او پسر او امام على النقى ( ع ) ، و بعد از او پسر او امام حسن عسكرى ( ع ) ، و بعد از او پسر او مهدى صاحب العصر و الزمان عليه و عليهم صلوات الرّحمن . و از جملهء دلايل آن ، اين نقل متواتر است كه : « شخصى يهودى ، جندل نام ، در خدمت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، مسلمان شد ، و از آن پرسيد كه بعد از تو پيشوايان امّت و جانشينان تو ميان ايشان چند باشند . پيغمبر گفت : « اوصياى من بعد از من به عدد نقباى بنى اسرائيل باشند . اوّل ايشان سيّد اوصيا و وارث انبيا ، پدر ائمّهء نجبا ، علىّ ابن ابى طالب عليه السلام ، پس از وى فرزندان او حسن و حسين ، و چون مدّت حسين منقضى شود قيام كند به امر امامت پسر او على كه ملقّب به زين العابدين بود . پس چون منقضى شود مدّت او نيز قيام نمايد بدان امر پسر او محمّد نام كه خوانده مىشود به باقر ، و چون زمان وى منقضى شود بايستد بدان امر پسر او جعفر مدعوّ به صادق . و بعد از انقضاى امام جعفر قايم دارد آن امر را پسر او موسى مسمّى به كاظم . پس چون بگذرد مدّت موسى قيام كند بدان امر پسر او على كه نام برده شود به رضا . و بعد از گذشتن روزگار وى به پا دارد آن امر را پسر او محمّد كه خوانده شود به تقى . و بعد از انقضاى ايّام وى قيام نمايد بدان امر پسر او على مسمّى به نقى . و چون بگذرد زمان وى قيام كند بدان امر بعد از او پسر او حسن كه خوانده شود به امين . و پس از آنكه زمان وى نيز منقضى شود قايم دارد آن امر را پسر خلف او حجّت خداى و غايب شود از امّت » . پس از آن رسول ( ص ) برخاست . جندل گفت : « يا رسول اللّه ، به تحقيق كه ما يافتهايم و