ادهم عزلتى خلخالى
9
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى )
كه خارج از او باشد بالبديهه . پس آن آفريننده واجب الوجود باشد بالضروره . پس مطلوب كه وجود واجب بود ثابت شد . و بعضى برآنند كه علم به هستى و وجود حضرت الهيّت از غايت ظهور و نهايت بروز آن بديهى است و احتياج به دليل ندارد ، و هرچه در آن باب بيان نمايند منبّه بود نه دليل ، و تنبيه بود نه استدلال ، و از هرچه مدرك شود اوّلا نور مقدّس وى مدرك كه : « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » ( نور ، 35 ) ، و كسى كه بدين معنى اظهر من الشّمس راه نبرد كور مادرزاد بود ، و در اين خود هيچ شك و ريبى نيست . « أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ » ( ابراهيم ، 10 ) ، كلام حقّ است ، و اگر شك دارى آيينهء دل را از زنگ هستى و همى جلا ده ، تا آنكه مىشنوى به علم اليقين معلوم تو شود و به عين اليقين مشهود تو گردد و به حق اليقين برسى و بگويى ، بيت : جام جهاننما دل انسان كامل است * مرآت حقنما به حقيقت همين دل است و اگر به تصفيه و تحليهء دل و تخليه نمىتوانى پرداخت و چون طفل گرفتار لهو و لعب دنيايى به برهان انّى ندانستى به دليل لمّى بدان كه « فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » * ( ابراهيم ، 10 ) ، گلشن : زهى ابله كه او خورشيد تابان * به نور شمع جويد در بيابان