ادهم عزلتى خلخالى

10

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى )

فصل دوّم در بيان صفات ثبوتى جمالى حضرت بارىتعالى و آن هشت است . [ قدرت ] اوّل : آنكه قادر مختار است ، يعنى تواناى با اختيار است كه اگر كارى بخواهد بكند و اگر نخواهد نكند ، و ليكن خواست و كرد و نخواست و نكرد ، زيرا كه عالم حادث است ، چه هر جسمى كه هست ، خواه فلكى و خواه عنصرى ، خالى از حوادث نيست كه آن حركت و سكون ، و حركت و سكون از آن حادث است كه مسبوقند به سابقى كه آن مكان بود در حركت و نسبت در سكون ، و هرچه از حوادث خالى نباشد بالضّروره حادث باشد ، پس مؤثّر در آن و محدث آنكه حق‌تعالى بود فاعل مختار مىباشد ، از آنكه هرگاه فاعل موجب بود ، يعنى در كار خود مضطر بود و به ترك آن قادر نباشد ، چنان كه آتش در سوزانيدن هست ، از آن لازم مىآيد كه تخلّف نكند اثر و مفعول وى از وى بالضّروره ، و آن مستلزم قدم عالم يا موجب حدوث هستى حق بود ، و اين هر دو باطل است ، چنان كه دانستى و خواهى دانست . و بدان كه قدرت حضرت حق تعلّق مىگيرد به جميع مقدورات و عجز را به ذات مقدّس وى نسبت به هيچ مقدورى راه نيست ، زيرا كه علّت احتياج مقدورات به قدرت امكان است ، و آن مشترك است ميان جميع ممكنات ، و اشتراك در علّت لازم دارد اشتراك در معلول را ، و نسبت ذات بىمانند وى خود در اقتضاى قادريّت به همهء ممكنات بالسويّه است ، پس قدرت تامّ او بايد كه عامّ باشد و شامل همهء مقدورات ، چنان كه گفت : « وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » * ( ملك ، 1 ) . [ علم ] دوّم : آنكه حق‌تعالى عالم است ، زيرا كه از او صادر شده است افعال محكم متقن مشتمل بر ترتيب عجيب و تأليف لطيف ، چون هيئت افلاك و وجود كواكب و حركت آنها و اقسام نباتات و انواع حيوانات ، و هر فاعلى كه از وى چنين افعال محتوى بر حكمت سر زند بديهى است كه عالم است ، پس حق‌تعالى عالم باشد . و ديگر حق‌تعالى فاعل مختار است ، چنان كه گذشت ، و هر فاعل مختار عالم باشد ، زيرا كه ناچار است او را از ادراك آنچه ايجاد مىكند ، پس حق‌تعالى عالم باشد ، و ديگر وجود پرجود او مجرّد است و قائم به ذات خود ، و نه جسم است و نه جسمانى ، و هر مجرّدى عالم بود ، زيرا