جمال الدين محمد الخوانساري
44
شرح احاديث طينت ( فارسى )
است ، نيست بيرون آينده از آنها . پس مردن او اشاره است به تفسير آيهء كريمه به اينكه مراد به مردن او اين است كه طينت او با طينت كافر مخلوط بود ، يعنى در وقتى كه پيش از خلق حضرت آدم هر دو طينتها مخلوط شدند بهم . و مراد به زندگى او هنگامى كه جدائى داد خداى عز و جل ميان آنها . " به كلمهء خود " يعنى به امر خود يا به فعل جبرئيل كه كلمهء خدا است چنان كه قبل از اين مذكور شد يا مراد خود يا به فعل جبرئيل كه كلمهء خدا است چنان كه قبل از اين مذكور شد يا مراد اختلاط طينت او است با طينت كافر در نطفهء پدر ، و جدائى داد ميان آنها در وقت خلق آن به امر خود يا به فعل جبرئيل . و به هر تقدير پس كسى كه خلق شده از طينت خوب كه در دست راست جبرئيل بود كسى است كه زنده شده است بعد از آنكه مرده بود . و كسى كه خلق شده از طينت ديگر او كسى است كه باقىمانده در تاريكيها يعنى در تاريكى ضلالت و جهالت و عصيان و بيرون نيامده از آنها . " اين چنين بيرون مىآورد خداى عز و جل " اگر اختلاط و جدائى بر اختلاط و جدائى پيش از حضرت آدم حمل شود چنان كه اولا " ذكر كرديم ممكن است كه مراد از اين كلام اين باشد كه چنان كه در اول حق تعالى او را زنده و طينت او را جدا كرد از طينت كافر همچنين بيرون مىآورد مؤمن را در وقت تولد او از تاريكى اختلاط طينت او به طينت كافر در نطفهء پدر ، زيرا كه در هر دو نطفه هر دو طينتها باشند . " به سوى نور " كه آن جدا كردن مادّهء او كه طينت خوب باشد از طينت ديگر و خلق او باشد از آن جزو و اگر بر اختلاط آنها در نطفه و جدا نمودن در وقت خلق او باشد اين كلام نيز بر تصديق سابق حمل شود و بيان اينكه بيرون آوردن او از ظلمت به نور در وقت تولد است كه جدا شود مادهء او از طينت كافر . " و بيرون مىآورد كافر از نور " يعنى از اختلاط طينت او به طينت مؤمن كه به منزلهء نور و روشنى است به سوى تاريكى كه تاريكى طينت صرف كافر باشد در وقتى كه طينتها از هم جدا مىشدند بعد از اختلاط يا در وقت تولد كه طينت كافر از طينت ديگر جدا شده و ماده خلق او گرديد . و بنابراين ممكن است كه مراد از نور طينت پدر او باشد كه مؤمن است بعد از داخل شدن او به سوى نور